بسم الله ...
صدائــ ے جز صداے اشک نمی آید...
ع ش ق است و آتــش و خـــون...
امشب
بینابین شهادت حضرت ســ ه سالــ ه و اربعین،دل بــ ه سکوت پیوستــ ه
نمیدانم چرا اینقدر بوے 「تُربــ ـــت」 می آید...
「تُربــ ـــت」 تازه
ذکر نمیگویم ولی:
بــ ه سر 「تُربــ ـــت」 میگیرم برا عرض ارادت
عجب اسم قشنگــ ے...「حُ س ی ن」 یعنی عبادت...
این چشم ها بــ ه چـــ ه خیره شده نمیدانم...
آنچــ ه کــ ه میدانم نمناکــ ے 「تُربــ ـــت」 است
نفس بکش..!
-
پ ن : بي انصاف - صفر مساوي است با
من منهاي تو
معادله : من - تو = 0
ديروز امتحان رياضي ام را افتادم با اينكه بعضي از معادلات را بلدم ...
امروز مسوول جلسه امتحان من را كاملا شناخت و چيزي نگفت فقط خنديد فرزندش عضومان است
فكر كنم او هم پپشيمان شد .... براي همين امروز جبران كرد ...
پ ن : کاش اون لحظه ای که یکی ازت میپرسه “حالت چطوره؟”
و تو جواب میدی “خوبم!”
کسی باشه که محکم بغلت کنه و آروم تو گوشت بگه: “اما من كه میدونم خوب نیستی…”
پ ن : تن خسته با كمی استراحت خوب می شود . ولی روح خسته ....درد دارم مي فهمي معني درد را ؟ برایم تمام لب بخند ...
..
..
.. ديگر صداي قهقهه نميشنوي؟؟؟
.
.
.
برچسبها: امام حسين, عشق, حرم امام حسين, دلنوشته, سه ساله





