تبليغاتX
  .:: شفاعت ::. - کودک و نوجوان


صفحه اصلی

ايميل

عزيز دل من

مشخصات

کاربر مهمان، خوش آمديد!

بسم الله ...

 
عزیز دل
صفحه نخست
گوگل پلاس
فيس بوك
عناوین مطالب وبلاگ
موضوعات
پیامبرصل الله علیه وآله وسلم
حضرت علی علیه السلام
حضرت زهرا سلام الله علیها
امام حسن مجتبی علیه السلام
امام حسین علیه السلام
حضرت زینب سلام الله علیها
حضرت عباس علیه السلام
حضرت علی اکبر علیه السلام
حضرت رقیه سلام الله علیها
امام سجاد علیه السلام
امام محمد باقر علیه السلام
امام جعفر صادق علیه السلام
امام موسی کاظم علیه السلام
امام رضا علیه السلام
حضرت معصومه سلام الله علیها
امام جواد الائمه علیه السلام
امام هادی علیه السلام
امام حسن عسکری علیه السلام
امام زمان علیه السلام
حضرت ام البنین سلام الله علیها
بقیع
آموزش مداحی
ماه مبارک رمضان
اشعار مذهبی و متفرقه
رهبری و ولایت فقیه
ادعیه و زیارات
مسلم بن عقیل
عيد غدير
اشعار محرم- شعر محرم
اربعین حسینی
فتنه و بصيرت(از صدر اسلام تا كنون)
کدآهنگ کدنوحه کد مداحی برای وبلاگ
پخش زنده ومستقیم از کربلا و مشهد و نجف
حجاب ،اسلام، آزادي، پاسخ شبهات
مراسمات کربلایی روح الله غیاثی
آرشیو تصاویر متحرک گيف gif
اهل بیت علیهم السلام
دعوت نامه پرشین گیگ
نوشته ها و درونیات من
کلیپ های موبایل مبارز
خانواده و سلامتی
مناسبتهای ویژه
پاسخ به شبهات
دانلود نرم افزار
کودک و نوجوان
گنجینه تصاویر
گنجینه صوتی
داستان ارمیا
دانلود فيلم
ورزش - نقد
قرآن کریم
زناشويي
مهدویت
کتابخانه
متفرقه
شهدا
موبایل
آموزش
دانلود سریال مختارنامه
برچسب‌ها
بحرين (2)
امام حسين (2)
كربلا (2)
حرم امام حسين (2)
‌دلنوشته (2)
عشق (2)
شهید (1)
دانشمند (1)
سه ساله (1)
شهدا (1)
انتخابات (1)
بچه ها (1)
ترور (1)
شهيد (1)
بقيع (1)
شهید آوینی (1)
راه شهدا (1)
امام رضا عليه السلام (1)
آيت الله بهجت (1)
حسين عليه السلام (1)

آرشیو ماهانه
اسفند 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
ادامه ی آرشیو ماهانه

لينک دوستان

پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری
پايگاه اطلاع رساني رياست جمهوري ايران
دولت ما
خيمه
حسين مداحي
حاج محمود كريمي
حاج محمد صميمي
هيئت ثارالله - مسجد الهادي
كارگاه تخصصي غدير پژوهي
سايت جامع فرهنگي مذهبي شهيد آويني
ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است
پایگاه آموزشی خبری آی تی گل نرگس
جامانده ازقافله حاج احمدوحاج حسین
پايگاه اطلاع رساني شعر آييني
خانه فرهنگ دانشجو سبزوار
پايگاه اطلاع رساني مدايح دفتر هلال
روضه(سبکی نودرطراحی مذهبی)
حجت الاسلام والمسلمین علیرضاپناهیان
ليلي شلمچه مجنون فكه مبهوت شرهاني
سبكبالان سايت تخصصي دفاع مقدس
مرکز بررسی جرائم سازمان یافته
مركز خدماتي اطلاعاتي جس جو
تعليمات اسلامي واشنگتن
دارالقرآن كريم (خانه قرآن)
خبر گزاري قرآني ايران
سايت قرآني المبين
پلاك - شهادت
كتابخانه طهور
سمت خدا
:::::وبلاگ من در مهدی بلاگ:::::
كانون فرهنگي رهپويان وصال شيراز
سايت خبري تحليلي سلام سبزوار
سیره ی اهل البیت علیهم السلام
گاهی دلم برای خودم تنگ میشود
منتخب تصاویر گرافیکی مسلمانان
هیئت مکتب الزهرا علیها سلام
دل نوشته های دو دختر شهید
روایتهای فابریک جنگ(دلبریان)
بزرگترین منبع اشعار مذهبی
سایت برای آپلود مستقیم
ظهور بسیار نزدیک است
سید محمد رضا شرافت
معرفی شعرای ایرانی
پخش زنده ي تلويزيون
میثاق(راویان جوان)
استخاره با قرآن
پلاک ، شهادت
ديكتاتور مهربان
ولايت علوي 12
پرسه در خیال
بايد كاري كرد
منتظران یاس
اشک مشک
هنوز زنده ام
اشک غزل
آیات غمزه
کاروان دل
مطهرون
دو كوهه
ق ادبی
فطرس
ذاکرین
كاسه
دوئل
طيور
ترانه
سید
قرآن
منجی
هبوط
مهاجر
مسافر
نی قلم
سر عشق
طوبی محبت
عشق دوازدهم
حی علی العشق
من الغریب الی الحبیب
امام عصر.عج. و شهدا
دلنوشته دختر یک شهید
امام حسین علیه السلام
ارتباط معنوی با امام زمان عج
امام حسن مجتبی علیه السلام
جلسه مذهبی محبین الصادق(ع)
دست نوشته ی یک نسل سومی
هيات ثارلله سبزوارمرتضي واعظي
سنگر انفرادی یه بچه حزب اللهی
بســم رب الشهـــــداوالصدیقین
بهار فرهنگی کی خواهد آمد؟
سوالاتی که مرا شیعه کرد
جمعه های سوت و کور
راهي به سوي آسمان
کاري کنيم براي ظهور
دو قدم مانده به صبح
خورشید آل یاسین
در فراق بقیه االله
خوشه ای از ملکوت
سفیران عشق
صدای سکوت
انتظار منتظر
انتظار زمین
انتظار فرج
حس غریب
کلید بهشت
تسنیم انتظار
عاشقان مهدی
خدایا من تو را دارم
راه شهدا ادامه دارد
امام علی علیه السلام
خادم ملت,عاشق ولایت
اشعار مذهبی عاشورایی
عروسک خیمه شب بازی
منتظران رویت خورشید
شهدا شرمنده ایم
کانون منادیان ظهور
نسل افتخار آفرین
در نواحی نوحه
مردان بي ادعا
شعرو شاعری
هفت آسمان
بسوی ظهور
بوی نرگس
استا ذنا
بیداریه
زائر صفا
طواف یار
دل نوشته
پاک مردان
یاس یادها
حیاط خلوت
دستهای خالی
آموزش انگلیسی
مردمک های منتظر
مداح احمد صدرایی
علم در نهج البلاغه
خرید کارت شارز ایرانسل
رقیه جان(سلام الله علیها)
من پی رد نگاه شهدا میگردم
دلنوشته های از حضور تا ظهور
شاهزاده علي اكبر عليه السلام
شهدا را به خاک نه به یاد بسپاریم
رواق منظر چشم من آشیانه توست
یادداشتهای آقای محمدرضاغلامی
فقط ايران،فقط سيدعلي خامنه اي
موج سوم (ارتباطات و رسانه ها)
امام حسن مجتبي عليه السلام
برگ نویس های روزهای پاییزیم
کریم اهل بیت...شهید کوچه
گروهان سایبری بسیج ایران
دل نوشته های یک دانشجو
غریب ترین فرد عالم بشریت
هواداران مداح احمدصدرایی
دانش آموزان پیرو خط ولایت
تا تشکیل دولت اسلامی
مداحی(مسعود مهرجو)
جامانده از كاروان شهدا
وعده دیدار نزدیک است
امام علی عليه السلام
در آغوش خدا (دلداده)
خدا هم عاشق است
رز راستين ::محمد::
صدای سخن عشق
jتوانا رسانه نوين
نامه هایی به خدا
پیروان ولایت فقیه
لبخند های خاکی
مشترک مورد نظر
دلتنگی(دلنوشته)
ديانت و سياست
هادی اصفهانی
قرآن کتاب جاوید
یک قدم تا ظهور
هيئت آل ياسين
نگار خانه ايرانيان
خدايا حلالم كن
يا فاطمه الزهرا
در تمناي وصال
گنجينه معرفت
به نام آفریدگار
بانوی بی حرم
شهید نمره20
سكوت آسمان
جاده.باران.خدا
تکاپوی عشق
لاله هاي زهرا
ستاره سهیل
مهدی موعود
مجنون كربلا
عدل بی ریا
قلم(شیراز)
بانک اشعار
وب نوشت
پر از آفاق
گوهرکمال
فرزند شهید
یه بنده خدا
سبحان تفت
حدیث دلتنگی
نسیم شهادت
قلم دانش آموز
عطر گل نرگس
ضریح عاشقی
پرستوي مهاجر
ملكوت عشق
مهدی موعود
آشنای غریب
منتظر ظهور
شوشتر نگار
سرخ و سبز
لحظه دیدار
بصیرت 110
به دنبال دل
ره پويان ولايت
عشق خاکی
برترين حجاب
به ياد شهدا
پروازي دوباره
بشير صبح
بیسیم چی
انصارالائمه
سرفرازان
با افلاکیان
فطرس دل
باران جواني
راه روشن
سکوت دل
دنیای زیبا
عمار نامه
مهدي آقا
یاس کبود
دل باراني
فطرسيان
بوی یاس
یا شهید
اخراجی
نیستان
پرواز
متين
شهدا
يادمان
وصال
نگاه نو
كشكول
بابلی
بنیان
ترخون
روضه
راهی
مرتیا
تبيين
راحیل
الرعد
تبريز
ديكشنري آنلاين
عماريون


بنر ما



امكانات

به بهانه ي جشن عاطفه ها (قلبت مهربانت چقدر بزرگ است...)

بسم الله ...

هفته ي دفاع مقدس گرامي باد

دلنوشته و دست نوشته ای به بهانه ي جشن عاطفه ها (قلبت مهربانت چقدر بزرگ است..)

گفت : بابا جون ميشه برام يه بسته مداد رنگي ، چند تا دفتر ، چند تا مداد و  چند تا خودكار و ...بخري
گفتم : عزيزم من كه همين چند روز پيش برات همه ي لوازمي كه لازم داشتي رو خريدم.  گفت : بابا ...
نميتونستم طاقت بيارم بچه ام از من چيزي ميخواد اما من بگم نه .
گفتم :  چشم عزيزم  پول به مامان ميدم فردا كه رفتين بيرون با هم ديگه بخرين
خيلي خوشحال شد ...انگار از اينكه اجازه داده بودم خودش بره و اين كار رو بكنه بيشتر خوشحال شد.  4شنبه وقتي رسيدم خونه خوابيده بود رفتم تو اتاقش تا وسايلي رو كه خريده بود ببينم ، اما هر چي دوروبرِ اتاقشو نگاه كردم چيزي نديدم اما يه كاغذ كنار دستش كناربالشتي كه  سرشو رو اون گذاشته بود توجهم رو جلب كرد برداشتمش اشك تو چشمام حلقه زد و چقدر خوشحال شدم...

به نام خدا

سلام دوست من راستش اول ميخواستم برات يه قلمي ، خودكاري يا دفتري چيزي بخرم بيارم اما وقتي بابام گفت پولشو ميدم خودت برو هر چي دوست داري بخر، با خودم گفتم شايد اگه پولشو بهت بدم بهتر باشه آخه اونجوري تو هر چي دلت بخواد و هر مدلي كه دوست داشته باشي رو خودت ميخري. حالا باز منم چند تا از مداد و دفتراي خودمو برات ميارم
راستش پارسال كه يه دفعه ديدم ساندويچي كه با خودت آورده بودي مدرسه روشو به جاي رُب با مداد قرمزت رنگ كرده بودي خيلي غصه خوردم همه اش منتظر بودم كه امسال برات پول بيارم هم  رُب بخرين برا خودتون و هم ديگه اين همه با غصه به مداد و دفتراي دوستاي ديگه ات نگاه نكني
دوست تو مهدي

روح اله غیاثی

جشن عاطفه ها

پ ن : خدا هيچ پدري  رو شرمنده ي زن و بچه اش نكنه ...آمين يارب العالمين 
هنوزم يه عده اي ميگن چراغ و مسجد و ...

و همه ي مردم شهر بانگ برداشته اند كه چرا سيمان نيست؟؟؟!!!
و كسي فكر نكرد كه چرا ايمان نيست...
(خداوند جواب انفاق را هفتصد برابرميدهد : قرآن كريم)
شب هنگام از بياباني مي گذري . ميگويند هر كس هر چه كه ميخواهد از اين خاكها بردارد  . فردا كه هوا روشن مي شود "همه ناراحتند" عده اي كه چرا كم برداشته اند و عده اي هم كه چرا اصلا برنداشته اند .  مي بينند چيزي كه كم برداشته اند يا برنداشته اند ذرات طلا بوده ...
مگرکسانی که ...
بسم الله الرحمن الرحيم
و العصر ان الانسان لفي خسر الا الذين آمنو و عملو الصالحات و تواصو بالحق و
تواصو با الصبر

مطالب بالا سال قبل نوشته شده بود ديدم جا دارد امسال هم باشد.

پ ن :  آقا ميشه اين هفته دعوتم كني ؟ دلم برات تنگ شده خيلي ...

..... 

وقتی به طوس، جا به کنار تو می‌کنم

احساس وصل حق، به جوار تو می‌کنم

در بین خلق از همه با آبرو ترم

چون کسب آبرو ز غبار تو می‌کنم

یک حج به نامه عملم ثبت می‌شود

با هر قدم که رو به دیار تو می‌کنم

بر یازده امام چو دلتنگ می‌شوم

می‌آیمو طواف مزار تو می‌کنم…

منبع : شعر شاعر

به اشتراک گذاری:
اين مطلب را در گوگل محبوب كنيد:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده توسط مسافر در جمعه 1390/06/25


معرفي چند ف/ي/ل/ت/ر شكن دائمی (برای همیشه از فیتلترینگ خلاص شوید)
بسم الله ...

 امروز داشتم در فضاي نت دنبال مطلب براي استفاده و يا مطالعه مي گشتم كه اين مطلب شديدا توجه مرا  جلب كرد . چند ف/ي/ل/ت/ر شكن دائمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  تازه آن هم رایگان  . البته نه خیلی رایگان چون باید خودت حدالقل برايش یك ذره زحمت بكشی . گفتم مطمئنم خیلی ها میتواننند از اين مطلب استفاده كنند . ما كه بخیل نیستیم این شما و این هم چند ف/ي/ل/ت/ر  شكن دائمی . حتما از این ف/ي/ل/ت/ر شکن ها استفاده کنید(رد خور ندارد).

(در ادامه ي مطلب)

فیلتر شکن جدید ...

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

زيارات : اگر ميتواني هر شب ماه رمضان زيارت امام حسين ( زيارت عاشورا ) را انجام بده و روزها ياد تشنگي و گرسنگي آن بزرگوار باش  علامه فشاركي اصفهاني

پ ن : دم افطار خودش شور و نوائی دارد بانگ تکبیر ببین حال و هوایی دارد گرچه با ذکر علی (ع) موقع افطار خوشیم لیک لعنت به عمر عجب صفایی دارد

پ ن : بگفت در رمضان واعظ نکو منظر/که هست خواندن قرآن ز هر عمل بهتر/نبی بگفت علی آیه ی عظیم خداست/کدام آیه بخوانم ز مدح او بهتر

پ ن : ای اهل تبری که همه اهل ولایید/در ماه خدا تشنه ی صهبای دعائید/بهر فرج عشق ، سر سفره ی افطار/با لعن عمر روزه ی خود را بگشایید

پ ن حجاب برتر : یک روز یک مرد انگلیسی از یک شیخ مسلمان پرسید: «چرا در اسلام زنان مسلمان اجازه ندارند با مردان مصافحه کنند؟» شیخ گفت: « آیا تو میتوانی دستهای ملکه الیزلبت را بگیری؟» مرد انگلیسی گفت:« البته که نه، فقط افراد خاصی هستند که میتواند با ملکه مصافحه کنند .» شیخ جواب داد:« بانوان ما ملکه هستند و ملکه ها با مردان غریب مصافحه نمیکنند»

به اشتراک گذاری:
اين مطلب را در گوگل محبوب كنيد:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده توسط مسافر در سه شنبه 1390/05/11

ادامه مطلب


امربه معروف و نهی از منکر بدون چماق!
بسم الله ...
منبع : سايت الف
پنج خاطره از حجه الاسلام مسلم داوودنژاد، مشاور فرهنگي در دانشگاه هاي استان اصفهان:
دخترهای دانشگاه بايد اسلحه حمل کنند!
قبل از نقل خاطره بگويم كه بعضي از كلاسهاي دانشگاه ما تا ساعت 10 شب ادامه دارد و اين باعث مشكل براي خيلي از دختران شده است!
ساعت حدود 5 عصر بود و من مشغول نوشتن يك طرح براي باشگاه پژوهشي در كميته ي فرهنگي بودم كاملا تمركز گرفته بودم كه ناگهان يك دختر خانمي مانتويي با ظاهري بسيار نامناسب وارد اتاق من شد و سلام كرد!
جواب سلامش كه دادم بدون مقدمه گفت :
«حاج اقا ببخشيد مي توانم به شما اعتماد كنم؟ بچه مي گويند راز كسي را فاش نمي كنيد !»
من هم بگونه اي كه خيالش را راحت كنم محكم گفتم :
«مطمئن باش من در موضع مشورت به هيچ كس خيانت نمي كنم.»
همين كه خيالش راحت شد چند لحظه اي سكوت كرد و بعد با احتياط گفت :
«حاج اقا من يك سؤال شرعي دارم آيا دختران مي توانند براي امنيت خود اسلحه همراه خودشان داشته باشند؟»
شما بودي چي مي گفتي؟
من كه از تعجب نمي دانستم چه بگويم تمركز گرفتم و با تامل گفتم :
«منظورت را واضح تر بگو»
آن دختر خانم كه يك ديگر جرات حرف زدن پيدا كرد بود گفت:
«حاج اقا راستش را بخواهيد من هر روز يك اسلحه رزمي امثال چاقو و ... با خودم دارم ولي مي خواهم يك كلت كمري تهيه كنم!»
توي اين دانشگاه ما چيزهايي آدم مي بيند كه در هيچ جاي دنيا نمونه ندارد!
گفتم : «آخه چرا؟»
گفت :  «حاج اقا من بعضي وقتها كه تا ساعت 9 يا 10 شب كلاس دارم وقتي به منزل برگردم نزديك ساعت 11 شب مي شود براي همين وقتي از دانشگاه به طرف خانه مي روم در پياده رو كه پسرها اذيت مي كنند و متلك مي گويند وقتي منتظر تاكسي مي شوم ماشين ها مدل بالابوق مي زنند و اذيت مي كنند ! حاج اقا بخدا شايد وضع ظاهريم به نظر شما بدباشد ولي من اهل خلاف و رابطه هاي نامشروع نيستم من فقط دلم مي خواهد خوش تيپ باشم !»
من هم بدون مكث گفتم : «خوب از نظر دين هيچ طوري نيست شما اسلحه دفاعي داشته باشيد اصلا همه دختران براي دفاع از خود بايد نوعي اسلحه حمل نمايند ولي نه هر سلاحي يك نوع سلاح است كه خيلي هم قدرت تخريب و دفاعي بالايي دارد»
بنده ي خدا كه منتظر موضع مخالف من بود با اين حرفهاي من داشت شاخ در مي اورد براي همين خيلي زود گفت: «چي؟ چه؟ چه اسلحه ايي مجاز است؟ اسمش چيه ؟»
من كه ديدم بدجوري عجله دارد گفتم :«اگر بگويم قول مي دهي يك هفته استفاده كني اگر جواب نداد ديگر استفاده نكني»
بنده خدا خيلي هیجان زده شده بود گفت: «قول مي دم قول مي دم ... قول مردونه !»
گفتم : «اسم آن سلاح بي خطر و بسيار كار آمد چادر است! شما يك هفته استفاده كنيد ببينيد اگر كسي مزاحم شما شد ديگر هيچ وقت به طرفش نرويد!»
با تعجب مثل كسي كه ناگهان همه انرژي او كاهش پيدا كرده باشد گفت: «چادر! اخه چادر ...»
گفتم : «ديگه اخه ندارد يك هفته هم هيچ اتفاقي نمي افتد»
با حالت نيمه نااميدي تشكر كرد و رفت.
و من ماندم و فكر مشغول كه اي بابا عجب كاري كردم نكند بنده خدا ديگر هيچ وقت سراغ چادر نرود نكند از مشورت كردن با روحاني بيزار شود. حضرت وجدان من را سرگرم اين فكرها كرده بود كه يادم افتاد به حرف امام خميني عزيزكه فرمودند: «ما مامور به وظيفه هستيم نه مامور به نتيجه !»
لذا با خداي خودم خيلي خودماني گفتم : « خدايا من سعي كردم وظيفه ام را انجام دهم انشالله مورد رضايت تو قرار گرفته باشد بقيه اش هم ،هر چه تو صلاح بداني... »
مدت حدود يكي دو ماه از جريان گذشت و من به كلي فراموش كرده بودم تا اينكه روزي يك خانم محجبه به اتاق من آمد سلام كرد گفت : «حاج اقا مي شناسي؟»
من هم هرچه فكر كردم به ياد نياوردم براي همين گفتم : «بخشيد شما را نمي شناسم»
گفت : «من همان دختري هستم كه اسلحه به من دادي تا همراه خودم حمل كنم حالا هم كه مي بينيد مثل يك بچه ي خوب، سلاح چادر حمل مي كنم هرچند هنوز درست و حسابي چادري نشده ام! ولي مادرم خيلي دعاتون كرده چونكه هر روز بخاطر چادر نپوشيدن من در خانه دعوا داشتيم .راستش حاج اقا خانواده ما مخصوصا مادرم چادري هست و اهل مجالس مذهبي ولي من فرزند ناخلف شده بودم كه حالا به قول مادرم سر به راه شدم»
من هم كه حيرت زده شده بودم گفتم : « خوب برايم تعريف كنيدچه شد كه چادري بودن را ادامه دادي؟»
مكثي كرد شروع به گفتن جريان كرد: « راستش حاج آقا وقتي از اتاق شما رفتم خيلي درباره حرفهاي شما با ترديد فكر كردم ولي تصميم گرفتم امتحان كنم براي همين چند روزي وقت برگشتن از دانشگاه بطوري كه همكلاسي ها متوجه نشوند مخفيانه چادر مي پوشيدم ولي از وقتي كه چادر بر سر مي كنم ساعت 10 و يا 11 شب هم كه از دانشگاه بر مي گردم نه پسري به من متلك مي گويد نه ماشين مزاحم بوق مي زند اصلا كسي تصور نمي كند كه من چادري اهل خلاف باشم راستش را بخواهيد بدانيد هيچ وقت فكر نمي كردم دخترهاي چادري اين همه امنيت دارند! و اين همه خيالشان از بابت مزاحم هاي خياباني راحت است. كم كم جريان چادري پوشيدن من را بچه هاي كلاس متوجه شدند الان هم مدتها است كه دائم با چادر رفت و امد مي كنم و از كسي هم خجالت نمي كشم البته فكر نكنيد حالا ديگر بسيجي شده ام ولي قصد ندارم اسلحه ايي كه تازه كشفش كرده ام را به اين راحتي از دست بدهم. بعضي از دختراي كلاس متلك مي گويند ولي بيچاره هاخبر ندارند من چه گنجي يافته ام. البته جريان را براي يكي از بچه ها كه نقل كردم تمايل پيدا كرده براي فرار از دست مزاحم ها چادر بپوشد ولي خودش مي گويد خانواده اش اصلا اهل چادر و امثال چادرنيستند ولي فكر كنم تصميم دارد چادر بخرد»
راستش را بخواهيد من ديگر حرفي براي گفتن نداشتم براي همين فقط به حرفهاي او توجه مي كردم دلم مي خواست زودتر از اتاق برود تا اشكهايم سرازیر شوند.
وقتي از اتاق رفت تنها كاري كه توانستم انجام بدهم سجده شكر بود.

با تمام بچه خلاف های دانشگاه در يك اتوبوس!
سفر آن سال مسجد جمكران سفر عجيبي بود ! اين بار نوبت سفر پسرهاي دانشگاه ما بود! اما عجب بچه هاي گلي ! بقول خودشان تمام بچه خلاف دانشگاه جمع شده بودند در يك اتوبوس! اصلا اين سفر قرار بود شمال باشد اما پس از تلاشهاي زياد تبديل به جمكران شد!
يكي از طلبه ها كه كمتر با محيط دانشگاهي ارتباط داشت و خيلي علاقه داشت در اين محيط فعاليت فرهنگي كند را همراه خودم به اين سفر بردم.
هنوز درست و حسابي از شهر خارج نشده بوديم كه ازصداي دست زدن ، صوت زدن تا صداي جيغ و فرياد هاي عجيب و غريب شروع شد. صندلي كنار من هم طبق معمول خالي بود براي كساني كه مشاوره مي خواستند من كه از اول سفر بصورت نوبتي با بچه هاي از 15 دقيقه گرفته تا 1 ساعت درددل داشتم براي اينكه بچه هاي از اتوبوس و سفر خسته نشوند حساسيتي نسبت به شادي بچه ها نشان نمي دادم.
اما از رفيق طلبه اي كه تا به حال با بچه هاي دانشجو انس نداشت بگويم. بيچاره آنچنان وحشت زده شده بود كه امد پيش من و گفت : « فلاني مگر حواست نيست دست مي زنند و شعر مي خوانند؟!»
گفتم : «خوب»
گفت : « همين ! بابا جان براي ما زشت است اتوبوسي كه آخوند سوار شده اين كارها را مي كنند. اصلا اين ها قيافه هايشان به جمكران نمي خورد اكثرا براي مسخره بازي امدند! براي من و تو زشت نيست ؟»
گفتم : «من و تو ! پس ناراحت گناه و خدا و رضايت خدا نيستي، ناراحت شخصيت خودمان هستي ؟ مي ترسي ما ضايع بشويم ؟»
گفت: « آخه !»
گفتم : « بابا جان! نه دست زدن جرم است، نه جيغ زدن، نه صوت زدن و نه خنديدن اگر شعر بي موردي خواندند من تذكر مي دهم مطمئن باش بچه ها خودشان مي دانند تا چه حد مجاز است اگر هم نارحت شخصت من و خودت هستي بگذار يك بار هم شخصيت ما زير پاي اينها له شود بخاطر خدا!»
بنده خدا همينجور هاج و واج به من نگاه مي كرد نمي دانست چه كار كند !
يك خصوصيات جالبي كه دانشجويان دارند وقتي به آنها احترام مي گذاري خودشان حد و حدود ها را رعايت مي كنند لذا نزديك جمكران كه رسيديم من بلند شدم و براي بچه شروع به صحبت كردم از محبت آقا امام زمان و بزرگواري او مي گفتم . رفیق طلبه ام محو بچه هاي ساكت خيره به من بود و از تعجب با زبان بی زبانی مي گفت: «يعني اين ها همان بچه هاي يك ساعت پيش هستند؟!! »
همينطور كه حرف مي زدم گاهي قطرات اشكي را مي ديدم كه بر صورت هاي تيغ كشيده شده ي آنها سرسره بازي مي كرد. انگار من داشتم از گمشده اي براي آنها صحبت مي كردم كه سالها بود در پي يافتن او هستند.
وارد مسجد كه شديم من كفشهايم را از پا در آوردم به دنبال من بچه هاي ديگر هم همين كار را كردند . دعاي فرج كه شروع شد كه امان آدم بريده مي شد.
بعضي از همين افراد كه خيلي وقتها به آنها برچسب ضد دين مي زنيم آنچنان با سوز دعا مي خواندند كه آدم نمي توانست تحمل كند.
بعضي ها هم كه اصلا بلدنبودند دعا فرج بخوانند، فقط گريه مي كردند با اينكه اصفهان تا قم خيلي نزديك است ولي بعضی هایشان برای اولين بار به جمكران مي امدند. اصلا تا به حال تصوري هم از جمكران نداشتند...

با دختران آرایش کرده در بازار مشهد...
دو سه روزي بود به همراه دختران دانشجو برای سفر زیارتی به مشهد مشرف شده بودیم. بکروز عصر در سالن عمومي هتل در حال مطالعه بودم که متوجه شدم پنج نفر از دختران همسفر ما با وضعيت آرايش کرده بسيار نامناسب و پوشش مانتو بسيار بد مي خواهند از هتل خارج شوند!
با تعجب سرگروه آنها که خودش از ديگران تابلوتر بود را صدا زدم!
با ترديد به طرف من آمد احتمالا آن لحظه خودش را براي برخورد تند من آماده کرده بود. اما من هم مثل کسي که هيچ اتفاقي نيفتاده گفتم : «فکر نمي کنم با اين وضعيت ظاهري، شما را به حرم اقا امام رضا (ع) راه بدهند»
گفت: «ولي ما حرم نمي خوايم بريم ، مي خوايم بازاربرويم براي خريدن عطر طبيعي»
نمي دانستم چه عکس العملي نشان دهم، من اين افراد را آوردبودم مشهدکه مثلا تحت تاثير جو قرار گرفته و با عنايت اقا متحول شوند، حالا اينگونه بيرون بروتد باعث به گناه افتادن زائران حرم امام رضا در بازار مي شوند. همان لحظه توسل دو سه ثانيه ايي به اقا پيدا كردم که يك لحظه گفت: «راستش حاج اقا ما چيزي از عطر طبيعي نمي دانيم مي خواستیم از شما درخواست کنیم با ما بیایید ولي بچه ها ترسیدند این حرف را به شما بزنیم یا وقت نداشته باشید یا عصبانی بشوید بخاطر اینکه ما...»
یک لحظه پیش خودم گفتم : «فرصت مناسبي برای امر به معروف»
در جوابشان گفتم : «من وقت دارم ولی مشکلی وجود دارد! اگر مشکل را به کمک شما حل کنم. برای خرید به یک فروشگاه معروف عطر فروشی به نام عطر سیدجواد می برمتان که مرغوترین عطرها رابخرید»
بسیار خوشحال شد بچه های دیگر گروه 5 نفره را صدا زد و قضیه را به انها گفت .
یکی از انها سوال کرد: «خوب چه کمکی برای رفع مشکل شما از دست ما بر می اید ؟»
گفتم: «مشکل اینجاست که من به هیچ وجه نمی توانم با وضعیت پوشش فعلی شما، همراه شما بیایم»
هنوز حرف من تمام نشده سریع بطرف اتاقشان رفتند و پنج دقیقه بعد پنج دختر چادری برگشتند!
دیدم تنور حسابی داغ است گفتم : «اخه بازم یک مشکل دیگه است!»
با تعجب گفتند: «چیه حاج آقا ، قول می دهیم موهایمان از چادر بیرون نیاد!»
گفتم نه مشکل وضعیت آرایش شما است !؟ من نمی توانم با این وضعیت همراه شما بیایم!
قبول کردند و بالاخره با هر وضعیت بود وضعیت ظاهری آنها از مانتویی به چادری از 100درصد ارایش به 20 درصد کاهش پیدا کرد!
وارد بازار رضا شدیم! بازار حسابی شلوغ بود. من با فاصله چند قدمی جلوتر از خواهران حرکت می کردم که حساسیتی ایجاد نشود. تا رسیدن به عطرفروشی سید جواد باید نصف بازار رضا را می رفتیم!
در بین راه احساس کردم دستی به شانه های من برخورد می کند! برگشتم دیدیم یکی جوانی حدودا 25 ساله با محاسنی بلند با اخم و عصانیت به من نگاه می کند ! بدون سلام یا مقدمه ای گفت: « حاج آقا شما خجالت نمی کشی؟»
گفتم : «سلام علیکم ! خجالت؟! خجالت برای چی؟!» داشتم شوکه می شدم، توقف کردم خواهران که چند متری از من عقب بودند به من رسیدند گفتم: «شما تشریف ببرید الان من می یام!»
با عصبانيت ادامه داد : « من تعجب می کنم شما چرا از امام رضا(ع) حیا نمی کنید!»
گقتم: « عزیز من! اگر مشکلی پیش آمده بگو تا حلش کنیم.»
گفت : «چه مشکلی از این بیشتر که زن و خانواده شما که پشت سر شما می آمدن با وضعیت آرایش کرده به بازار آمدن! شما چیزی به انها نمی گید! واقعا از شما که این لباس را می پوشید تعجب داره!»
واقعا نمی دانستم چه جوابی به این دوستی که نهی از منکر را بر خود واجب می دانست ولی عجول بود بدهم.
گفتم : «اخه برادر من! عزیز من ! اول سوال بپرسید که این افراد چه نسبتی با من دارند و برای چه همراه من هستند بعد افراد را مورد اتهام قرار دهید!»
بدون معطلی گفت: «چه فرقی می کنه» معلوم نبود از کجا من را تعقیب می کرده تا با وجود پنج و شش متر فاصله در بازار شلوغ رضا متوجه شده این افراد همراه من هستند!
گفتم: « برادر من! این افراد، دخترانی هستند که چند نفرشان اولین بارشان هست چادر می پوشند حتی بعضی خانواده های انها هم مخالف حجاب هستند حالا من با زبان محبت تا این اندازه وضعیت پوشش ان را کامل کرده ام چرا عجولانه قضاوت می کنید و مردم را با این روش از دین فراری می دهید؟»
به یاد حرفهای مرحوم آیت الله مختاری (ره) افتادم که نقل می کرد: «در محضر حضرت آیت العظمی مرعشی نجفی(ره) بودیم . مردی لات و گردن کلفت مدتی بود حسابی دور اقا می چرخید و خودش را به آیت العظمی مرعشی نجفی(ره)نسبت می داد. بطوری که همه فهمیده بودن این مرد لات، مرید آیت العظمی مرعشی نجفی(ره)است . یک روز که برای وضو به وضوخانه رفته بودم، با کمال تعجب دیدم این مرد لات وضو می گیرد، وقتی به اطرافش نگاه می کند می بیند کسی نیست، مس پا را روی کفش می کشد و حوصله ی کفش در اوردن ندارد! خدمت حضرت ایت العظمی مرعشی نجف(ره) رسیدم و با نارحتی تمام گفتم: اقا این مرد لاتی که همه مردم خبر دارند مرید شما شده، اینگونه وضو می گیرد، اگر کسی ببند برای شما زشت است ! حضرت ایت العظمی مرعشی نجفی(ره) لبخندی زد و گفت اقای مختاری! می دانم اینگونه وضو می گیرد! اما من با محبت نماز خوانش کردم اگر تو راست می گویی با محبت کفشش را از پایش بیرون آور. فقط مواظب باش از نماز فراریش ندهی!»

برخورد با راننده ای که موسیقی ناجور گذاشته بود
از روزهايي بود كه تاكسي خيلي سخت پيدا مي شد، من هم ماشين نياورده بودم.
سوار يكي از اين سواري شخصي ها شدم. از خوشتيپي راننده برايتان بگويم. موهاي فر و بلند و كت روي دوش سيبيل تا بنا گوش، فقط كم بود تا هيكل آرنولدي او ببرد عقل و هوش!
اقاي راننده هم هنوز حركت نكرده براي خوشي دل خودش يا ناخوشي دل من يك نوار ترانه زن از نوع انگليسي پخش كرد.
در همين لحظه تصميم به نهي از منكر اين اقاي راننده گرفتم. چند فرضيه نهي از منكر در ذهنم آمد
اول روش با قدرت و عزت نفس بود به اين شكل مثلا:
اقا نوار را خاموش كن وگرنه :
1- حسابت را مي رسم
از قدرت بدني راننده همين بس كه: اگر يك مشت نيمه ابدار به من مي زد انچنان ضربه مغزي مي شدم كه جان به جان افرين تسليم مي كردم.
2-از تاكسي پيدا مي شوم
خوب پياده شو چه بهتر
دوم روش هاي بدون عزت نفس
1- اقا خواهش مي كنم نوار را خاموش كن
اگه خاموش نكنم چيكار مي كني خيلي خوش بينانه بايد تا دو ساعت به فلسفه موسيقي، موسيقي لهو و لهب، موسيقي هاي خوب و هزار قال و قيل ديگر براي او مي پرداختيم تازه اخرش به من مي گفت ليلي زن است يا مرد.
اما روش من:
يك شكلات كوچولو را وسط دويست توماني گذاشتم و كرايه را به او دادم! و هيچ حرفي نزدم.
تا شكلات را ديد، اول تعجب كرد چون مناسبتي نداشت! بعد از چند ثانيه مكث در ميان صداي بلند ترانه خوان زن گفت: «اي ول حاج اقا! دستت درد نكنه!»
خواهش مي كنم من تمام نشده بود كه شكلات در دهان اقاي راننده مزمزه شد هنوز 10 ثانيه نشده بود كه ديدم صداي ضبط قطع شد . نوار را بيرون اورد و در بين نوارهايش حسابي گشت و يك نوار ديگر گذاشت.
من هم خوشحال كه تير به هدف خورد منتظر شنيدن صداي افتخاري يا ... بودم كه صداي روضه و مناجات شب اول قبر از ضبط ماشين بلند شد.
من هم پيش خودم گفتم: حالا بايد يك نقشه بكشم نوار روضه بي وقتش را خاموش كنه!

قرار حاج ‏آقا با دوست دختر و دوست پسرهای اصفهانی!
همانطورکه مي دانيد در اينترنت سايتي به نام کلوب وجود دارد که دختر و پسرها عضو آن مي شوند و در مباحث مختلف شرکت مي نمايند. یکي از کلوب هاي اين سايت کلوب اصفهان است که بعضی دختر و پسرهاي اصفهاني عضو اين کلوب هستند.
يک روز که در کلوب اينترنتي اصفهاني ديدم دختر و پسرهاي کلوب قرار ملاقات دست جمعي گذاشتند. اين قرار ها غالبا با هدف پيدا کردن دوست دختر و يا دوست پسر جديد صورت مي گيرد. تصمیم گرفتم براي ارتباط با جوانان با بچه هاي کلوب اصفهاني ها قاطي بشوم! با مدير کلوب تماس گرفتم و گفتم من هم مي يام سر قرار!
مدير کلوب که داشت از تعجب شاخ در مي آورد اولش با ترديد جواب درستي نداد بعد ديد دست بردار نيستم به ناچار قبول کرد.
آخر ماه رمضان، قرار دوست دختر و پسرهاي اينترنتي، لب زاينده رود، کنار پل فلزي، نزديک غروب....(چه عشقولانه!!)
با يکي از رفقاي اينترنتي هماهنگ کردم، با ماشين آمد دنبالم که با هم برويم سر قرار. طبيعي بود يک کم استرس داشتم . يک آخوند، لب زاينده رود، قراري که بين 60 پسر و دخترهاي که قرار دوستي و رفاقت با هم مي گذارند.
وقتي رسيدم چند نفري سر قرار آمده بودند نزديکهاي غروب بود کم کم داشت افطار مي شد لذا مدير کلوب رفته بود براي بچه ها، افطار يا همان شام تهيه کند . وقتي دختر و پسرها من را مي ديدند که به طرفشان مي روم، اولش فکر مي کردند که آمدم براي گير دادن، لذا بعضي ها مي خواستند فرار کنند بعضي ها پيش خودشون مي گفتند بابا بگذار حال آخونده رو مي گيريم. اما کي ديده بود يک آخوند با لباس برود لب زاينده رود براي امر به معروف!
وقتي خبر دار مي شدند که حاج اقا هم مثل آنها سر قرارآمده ، دستشان را روي سرشان مي گذاشتند تا اندازه شاخي که از تعجب در اورده بودند ببنند. بعضي ها پيش خودشان مي گفتند اين ديگه کجا بود. به هر حال 60 نفر کم و پيش آمدند وهمه فهميدند در قرار دوست دختر و دوست پسرهاي اصفهاني يک آخوند هم شرکت کرده است.
اذان مغرب که شروع شد هر کسي گوشه اي نشسته بود وياري پيدا کرده بود. وقتي فرصت را مناسب ديدم، گفتم: « شما که همتون روزه هستيد. هنوز هم که غذا از رستوان نيامده پس بيايد نماز را بخوانيم.»
دختر و پسرها اين بار راستي راستي داشتند از تعجب شاخ در مي آوردند يك لحظه همه با تعجب به من نگاه كردند من هم تا كسي مخالفتي نكرده بود گفتم : «تا غذا مي آورند اگر موافق باشيد نماز را بخوانيم که نماز که تمام شد زود افطار کنيم!»
خوشبختانه شير آب هم نزديک بود هيچ کس بهانه ايي براي وضونداشتن نمي توانست بگيرد. من هم سريع يک سنگ پيدا کردم و رفتم و جلو رو به قبله نشستم .چندتايي از بچه ها که مثبت تر بودند پشت سر من نشستند بقيه هم خوب ديدند اگر نيايند خيلي ضايع بازي است آمدند .
يکي از دختر ها كه فكر مي كرد خيلي زرنگ است گفت: «ما که نمي تونيم بيايم چون چادر نداريم»
من هم گفتم : «خانم ها اگر حجاب و پوششان کامل باشد بدون چادر هم مي شود نماز بخوانند»
بالاخره بر هر شکلي بود نماز جماعت با حضور 60 نفر دوست دختر و دوست پسر هاي قرار اينترنتي برگزار شد
بين نماز سخنراني 6 ثانيه اي کردم که متن کامل سخنراني اين بود: «بنام دوست که هرچه هست از اوست. سکوت-تفکر-حرکت» بعد هم نماز را با حداکثر سرعت نماز راخواندم.
جاتون خالي نماز که تمام شد غذا مفصل رفقاي اينترنتي هم ار رستوران رسيد. سفره را انداختند وسط پارک و....
اما بعد از شام يا همان افطار، همه دختر و پسر ها دور هم حلقه زدند و نشستند و يکي يکي خودشان را معرفي مي کردند و يک چند دقيقه کوچولو صحبت مي کردند. که من فلان هستم من فلون هستم!
نوبت حاج اقا که رسيد، جلسه ساکت ساکت شد! همه نفس ها در سينه حبس شده بود
اين طوري شروع كردم: «مي خواهم از عشق هايي ارزشمندي که بين شما و دوست دختر و يا دوست پسرهايتان هست صحبت کنم»
حالا ديگه راستي راستي کسي نفس هم نمي کشيد بعضي ها هم سرشون طوري آورده بودند جلو که مثلا حرف من را کاملا متوجه بشوند و يک وقت چيزي از اين صحنه هيجان انگيز از دست ندهند.
من هم ديدم تنور داغ است نان را چسباندم وادامه دادم: «کي گفته عشق بده کي گفته .. اگر مي خواهيد عاشق بشويد بايد فلان شود... فرق دوست داشتن و عشق اين است که ... دل بستگي و وابستگي تفاوت دارد سرچشمه دلبستگي ...»
سرتون را درد نيارم بحث که داغ داغ شد از رابطه ي عشق به همسر و خيانت به همسر آينده در دوستي ها قبل از ازدواج را وارد بحثم کردم و به لطف امام رضا توانستم به آنها بقبولانم که چنین ارتباطهایی در کوتاه مدت و بلند مدت چقدر ضرر دارد.
جالب اينکه صحبت من قرار بود در حد دو دقيقه مثل ديگران باشد به اصرار خودشان تا نيم ساعت الي 45 دقيقه افزايش پيدا کرد تازه آخرش يادشون رفته بود كه اول آمدنم چپ چپ نگاهم مي كردند . حالا هر چي مي خواستم بروم نمي گذاشتند. به سختي گفتم بابا من خودم جلسه و منبر دارم نمي توانم بيشتر از اين باشم.
بعداز حرفهاي من بچه ها دور من ريختند و يکي يکي و در هم بر هم سوال مي کردند وبراي مشاوره از من اي دي گرفتند و بيش از نصف افراد هم شماره تلفن گرفتند و تا مدتها بعد از ان جلسه علاوه بر تماس تلفني آنها و و در خواست راهنمايي با ايميل و اينترنت، چند نفري هم حضوري آمدند و مشاوره گرفتند.
شايد بعضی ها مخالف حضور روحاني در چنین جمعی و اينگونه امر به معروف و نهي از منکر  باشند. بعضی اگر از چنین مراسمی خبردار شوند، با این دخترها و پسرها به اسم دین و نظام و همه مقدسات، تند برخورد می کنند و جلسه شان را به هم می زنند. شاید آنها نمی دانند که اثر چنین کاری، ایجاد تنفر نسبت به دین و مقدسات است.
 
 
*توجه: متن ها کمی ویرایش و خلاصه شده اند. برخی تیترها از الف است. منبع: سایت دكتر مسلم داوودی نژاد http://hdavodi.com
 

به اشتراک گذاری:
اين مطلب را در گوگل محبوب كنيد:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده توسط مسافر در شنبه 1390/01/20


الهي نامه...
بسم الله ...

الهی ! اگر تا قیامت برای یک صغیره استغفار کنم ، از شرمندگی تقصیر بندگی به در نخواهم شد .

الهی ! سخن در عفو و رحمتت نیست ، گیرم که تو بخشایی ام ، من از شرمندگی چه کنم ؛ تو خود گواهی که از استغفار شرم دارم .

الهی ! چه باید کرد که گناه فراموش شود ، و گر نه با یاد گناه اگر برانی ، شرمنده ، و اگر نوازی شرمنده ترم .

الهی ! یقینم را زیاد گردان و اضطرابم را به اطمینان مبدّل کن و آنی را که در آخر خواهی کنی در اوّل کن ، که شفاعت آخرین از آنِ ارحم الرّاحمین است .

الهی ! دل خوش بودم که گاهی گریه‌ی سوزناک داشتم و دانه های اشک آتشین می ریختم ، ولی این فیض هم از من بریده شد که بیم زوال بصر است و امور مهمّی که در آن ها امتثال فرمان تو است در نظر . ولی بار الها ، عاشق نگرید چه کند و بنده فرمان نبرد چه کند ؟

الهی ! مرا در سایه‌ی خاتم (ص) داشتی ، که تو را یابم و بندگانت را دریابم ؛ شکر این موهبت چگونه گذارم ؟

بارالها ! ناپاک را به سویت بار نیست و با بندگانت کار نیست ، دستم را بدار تا در راهم استوار باشم !

الهی ! دهنِ آلوده را با کتابت چه کار که ( لا یَمَسُّهُ إلّا المُطَهَّرُون ) . ۱ وای بر آن مرشدی که دهنش پلید است ؛ چه ، آن نا رشید خودْ شیطان مرید است ؛ اگر در آشکار بایزید است در پنهان با یزید است .

الهی ! چگونه شور و نوایم نباشد ، که از آن چه در کامم ریختی ، اگر کوه دماوند از آن لب تر کند ، پای کوبان سر از پا نشناسد و دست افشان از دست برود .

الهی ! اگر دانشمند رهزن شود از هر اهریمنی بد تر است ، که دزدِ با چراغ است .

الهی ! حاصل یک عمر درس و بحثم این شد که جهان را جهانبانی است و انسان را سر و سامانی .

الهی ! ای آشنایم ، تو خود دانی که بیگانه ام ، بیگانه ترم کن . خوشا به حال مؤمن که غریب است !

الهی ! در این دوشنبه‌ی سَلْخ شهر الله المبارک ۱۳۹۰ هـ.ق. با کسب اجازه از حضور انور شما ، نام کشور پهناور هستی را « عشق آباد » گذاشتم .

الهی ! ستاره شناس شدم و خود شناس نشدم ؛ از رموز زیج و ربع و مجیّب و اُسْطُرْلاب باخبرم و از اسرار جام جم خویش بی خیر .

الهی ! بُت سنگین شکستن نیک آسان است ، و بُت نفس شکستن سخت دشوار ؛ خنک آن که از امّتِ خلیلِ بت شکن است ، که هر دو را بشکست !

الهی ! سرتاسر ذرّات عوالم وجود در جنب و جوشند ، چگونه حسن خاموش باشد ؟

الهی ! آن که را عشق نیست ارزش چیست ؟

الهی ! خروس را سحر باشد و حسن را نباشد !

الهی ! سر در راه سردار دادن آسان است و دل به دست دلدار دادن دشوار ، که آن جهاد اصغر است و این اکبر .

الهی ! حاصل فکرم بی فکری است ؛ خنک آن که از فکر بگذشت !

الهی ! از من آهی و از تو نگاهی .

الهی ! عمری آه در بساط نداشتم و اینک جز آه در بساط ندارم .

الهی ! غبطه‌ی ملائکه ای می خورم که جز سجود ندانند . کاش حسن از ازل تا ابد در یک سجده بود !

الهی ! از نخوردن رسوایم و از خوردن رسوا تر .

الهی ! سست تر از آن که مست تو نیست کیست ؟

الهی ! عبدالله و محمّد و علی و فاطمتین و حسین را به حسن ببخش ، و حسن را به محمّد و علی و فاطمه و حسنین !

الهی ! همه این و آن را تماشا کنند و حسن خود را ، که تماشایی تر از خود نیافت .

الهی ! هر که شادی خواهد بخواهد ، حسن را اندوهِ پیوسته و دلِ شکسته ده ! که فرموده ای : « أنا عند المُنکسرةِ قلوبهم . »

الهی ! دل بی حضور ، چشم بی نور است ؛ این ، دنیا را نمی بیند و آن ، عقبا را .

الهی ! فرد تنها تویی که ماسوایت همه زوج ترکیبی اند و صمد فقط تویی ، که جز تو پُری نیست و تو همه ای که صمدی .

الهی ! حسینِ شیرخوارم آهنگ برخاستن می کند و از ناتوانی و بی تابی بر خود می لرزد تا دستش را بگیرم و بایستانمش که آرام گیرد ، حسن هم حسین تو است و جز تو دستگیری نیست . به شیرخوارِ حسین دست حسن را گیر !

الهی ! حسینِ شیرخوارِ حسن را به حسن ببخش و حسن را به شیرخوارِ حسین !

الهی ! نور برهانم داده ای ، نار وجدانم هم بده !

الهی ! هشیار را بستر و بالین چه کار و مست را با دین و آیین چه کار .

الهی ! آن که در نماز جواب سلام نمی شنود ، هنوز نماز گزار نشده . ما را با نماز گزاران بدار !

الهی ! خوشا آن که بر عهدش استوار است و همواره محو دیدار است !

الهی ! همه در راه خود استوارند ، حسن را در راهش استوار بدار !

الهی ! شکرت که به سرّ « مَن ماتَ و لم یعرفْ إمامَ زمانِه ماتَ میتةَ الجاهلیة » رسیدم و امام شناس شدم و فهمیدم که امام ، اصل او قائم و نسل او دائم است .

الهی ! آن کس تاج عزّت بر سر دارد که حلقه‌ی ارادتت را در گوش دارد و طوق عبودیتت را در گردن .

الهی ! همه ددان را در کوه و جنگل می بینند و حسن در شهر و ده .

الهی ! در خواب سنگین بودم و دیر بیدار شدم ، باز شکرت که بیدار شدم . خنک آن که مشمول ( آتَیْناهُ الحُکْمَ صَبیّاً ) ۲ ، و ( آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِندنا و عَلَّمْناهُ مِن لَدُنّا عِلْماً ) ۳ است !

الهی ! شکرت که حقیر و فقیرم نه امیر و وزیر .

الهی ! چگونه حاضر نباشم که معلومِ تو بلکه علم تو ام . ( وَسِعَ رَبّی کُلَّ شیءٍ عِلْماً ) ۴

الهی ! چگونه از عهده‌ی شکر برآیم که این بی نام و نشان را سر و سامان داده ای .

الهی ! تاکنون دیوانه‌ی فرزانه نما بودم و اینک فرزانه‌ی دیوانه نما شدم .

الهی ! فرزندان حسن هرگاه از کار خسته شدند از شنیدن یک بارک الله پدر چنان نیرو می گیرند که گویا خستگی ندیدند ؛ اگر پدرشان یک بار بارک الله از تو شنود ، چه خواهد شد .

الهی ! پرندگان همه یک طرف و مرغ عشق یک طرف ؛ گیاهان همه یک جهت و گیاه عشق یک جهت ؛ همه‌ی درس ها یک جانب و درس عشق یک جانب ؛ همه یک سوی و عشق یک سوی .

الهی ! از خوردن در شگفتم که جماد را حیوان می کند و حیوان را انسان .

الهی ! این ایّام معدودات است و محرّم ماهِ ارشاد در پیش ؛ توفیقم ده تا هم اکنون قابل ارشاد شوم که گفتار از دهنِ بی کردار نموداری ندارد .

الهی ! مرا به نعمت لقایت متنعّم فرموده ای ، چگونه شکر آن بگذارم .

الهی ! شکرت که به جنّت لقایت در آمدم .

الهی ! کجا سرّ دوست از دوست مستور است ؛ چگونه حسن دعوی دوستی کند که مهجور است .

الهی ! یک عمر امروز را به فردا بردم ؛ توفیقم ده که حالِ فردا را به امروز آورم !

الهی ! ثمره‌ی درس و بحث و فکر و ذکرم این شد که جهان را جهانبانی است و جان را جانانی .

الهی ! قربان لب و دهانم بروم که به ذکر تو گویایند .

الهی ! تاکنون از این و آن به سویت راه می یافتم و اینک از تو به این و آن آشنا می شوم .

الهی ! در شگفتم از آن که در غربت از یاد وطن شکفته می شود و در دنیا از یاد آخرت گرفته .

و الحمد لله رب العالمین

به اشتراک گذاری:
اين مطلب را در گوگل محبوب كنيد:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده توسط مسافر در شنبه 1389/11/09


فتنه و بصيرت(از صدر اسلام تا كنون)-- فتنه چيست آزمايش چيست؟(1)

بسم الله  گیف  بسم الله برای وبلاگ   بسم الله با خطی زیبا  بسم الله  الرحمن الرحیم اين تصوير را از وبلاگ شفاعت بگيريد   shefaat.net

مقام معظم رهبري : من دارم می‌بینم صحنه را، می‌بینم تجهیز را، می‌بینم صف‌آرایی‌ها را، می‌بینم دهان‌های با حقد و غضب گشوده‌شده و دندان‌های با غیض به هم فشرده‌شده را؛ علیه امام و علیه انقلاب و علیه آرمانها … چه بکنم اگر کسی نمی‌بیند؟

لطفا در مورد اين بحث به دوستاني كه مي شناسيد و تمايل دارند اطلاعاتي داشته باشند خبر بديد تا براي مطالعه و شركت در بحث حضور پيدا كنند

آرشیو مباحث فتنه ==>>  فتنه و بصيرت(از صدر اسلام تا كنون) 

فتنه و بصيرت-- فتنه چيست آزمايش چيست؟

آزمايش چيست ؟

آزمايش امتحاني است كه خداوند از هر انساني ميگيرد كه در آن حق و باطل كاملا مشخص است

مثلا جنگ پيامبر با رومي ها  مشخص بود اين جا اسلام است آن طرف كفر . چون مشخصاتي داشتند: اين ها نماز مي خواندند و آنها نميخواندند اين ها غذاي حلال مي خوردند ولي آنها هر غذايي ، آنها شراب مي خوردند ولي مسلمانها نه . اين ميشود آزمايش و انسان ميتواند به راحتي حق را تشخيص بدهد البته همه نمي آيند و باز هم در همين حالات ممكن است ترس جلو آدم را بگيرد و در آزمايش رد بشود ممكن است اولاد و زن و بچه مانع آدم بشوند و انسان در آزمايش رد بشود و ...اما حق و باطل كاملا مشخص است و انسان ميتواند حق و باطل را تشخيص بدهد اما در قضيه ي فتنه موضوع كاملا فرق ميكند

فتنه چيست؟ آزمايش و امتحاني است كه باز هم هر انساني به آن دچار ميشود اما در فتنه تشخيص حق و باطل بسيار سخت ميشود و به عبارتي طوفاني است كه هر انساني را درگير خود ميكند طوفاني كه آن قدر فضا را تاريك كند كه چيزي معلوم و مشخص نباشد و ممكن است انسان در اين طوفان به هر طرفي برود و هر كسي ممكن است در اين طوفان راه را اشتباه برود مگر اينكه در اين طوفان يك شاخص داشته باشد و از آن شاخص جدا نشود و خودش هم علوم خاصي براي رهايي تشخيص مسير داشته باشد و بعد از اينكه طوفان خوابيد مشخص ميشود كه كدام طرف، طرف حق بوده كه شايد دير شده باشدو حتي شخص آن چنان به طرف ديگر غرق شود كه نجاتش ...

آفت تشخيص در فتنه چيست ؟در فتنه چون دو طرف مسلمانان هستند همان هايي كه نماز مي خوانند، همان هايي كه سوابق آن چناني دارند -همان هايي كه القاب آن چناني گرفته اند -كساني هستند كه الان هم دم از قرآن و ائمه ميزنند - و ...اين گونه مسائل را براي خودتان زياد كنيد. تشخيص بسيار سخت است . اما ميخواستم آفت تشخيص فتنه را خدمتتان بگويم و آن هم نيست مگر اين كه كسي ملاك تشخيص حق را در فتنه اشخاص و گروهها بگذارد يعني حق را در گرو هها و اشخاص بشناسد پس بايد چه كرد ؟  ج : بايد حق را شناخت و حق  را در آن ها جستجو کرد اگر در مسير حق بودند تاييد شوند و به عبارتی ملاک تشخیص افراد را حق قرار داد ، نه بر عكس آن .  اگر آن گروه و يا شخص در مقابل حق حرفي براي گفتن نداشتند  آنوقت .... در بحث بعدی مثالهایی برایتان از صدر اسلام میزنم که چه کسانی با چه القابی در فتنه اسیر شدند و چه عاقبتی برایشان بوجود آمد

ميخوام يه چند جلسه اي اين موضوع رو ادامه بدم ايراد ها و موضوع هايي كه براتون بوجود مياد رو بفرماييد تا بتونم حول اون محور برم جلو 

با ياري دوستان

يا علي

پ ن ۱ : شب يلداست اين جا   رو بخونين شب یلدا در امشب پاي قصه طولاني‌ترين غصه روزگار مي‌نشيند

پ ن ۲ : حالا بهتر شد آقاي قدياني كسي كه آزمايش شد نوشته ي منطقي ايشان  اينجا  نامه ي قبلي اينجا

حسین قدیانی در یادداشتی که روزنامه کیهان آن را منتشر کرده به ماجرای نامه خود به رئیس قوه قضائیه پرداخته است. نامه ي قبلي را مقايسه كنيد با اين نامه ببينيد فتنه چيكار ميكنه

به اشتراک گذاری:
اين مطلب را در گوگل محبوب كنيد:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده توسط مسافر در پنجشنبه 1389/10/02


آیا جمهوری اسلامی در حال سقوط است؟ گوشه ی کوچکی از پیشرفتهای جمهوری اسلامی برای کوری چشم دشمنان

بسم الله  گیف  بسم الله برای وبلاگ   بسم الله با خطی زیبا  بسم الله  الرحمن الرحیم اين تصوير را از وبلاگ شفاعت بگيريد   shefaat.net

شهادت امام سجاد را خدمت همه ی دوستان تسلیت عرض میکنم

دانلود مداحی شهادت امام سجاد علیه السلام   کلیک کنید

برخي از پيشرفتهاي ايران با منابع از اينترنت

بنام خداوند جان و خرد

با سلام خدمت همه دوستان و آرزوي قبولي عزاداري هاي همه در ايام محرم سالار و سرور شهيدان عالم حضرت مولانا اباعبدالله الحسين(عليه السلام)،متن زير را تقديم مي كنم.

چندي پيش در اينترنت دنبال مطالبي در مورد پيشرفت هاي ايران در عرصه هاي مختلف مي گشتم و مبناي جست و جويم را رو لينكهاي معتبر و تاكيد بر منابع خارجي گذاشتم البته اصل اين فكر موقعي در ذهنم جرقه زد كه بحثي در مورد پيشرفتهاي ايران در فيس بوك شده بود.... سواي از فيس بوك بازي اونم با چند نفر مغرض و خود باخته(بجز دوستان)كسانيكه زرق و برق آمريكا و خارج(اروپا...)چشمو مغزشان را كور كرده و پر از كينه به وطن شدند،خواستم اين مطالب را شما هم بدانيد كه اگر خواستيد چون آيينه روبروي اين افراد بگيريد تا خود را ببينند و بدنبال تمنا كردن از بيگانه نباشند....

در ابتدا بگويم اين نوشتار فقط به پيشرفت هاي عظيم هسته اي و رسيدن ايران به تكنولوژي چرخه كامل سوخت و ساخت نيروگاه هاي هسته اي و خودكفايي هاي غرور آفرين اين صنعت كه در صورت تكميل و بهره برداري از آن از نظر ارزش چيزي كم از ملي شدن صنعت نفت ندارد وهمچنين پيشرفتهاي حاصله از اين صنعت در علوم پزشكي كه همكنون مورد استفاده دانشمندانمان است و نيز تكنولوژي نانو ايران و شبيه سازي و علوم ژنتيك و سلولهاي بنيادي و بسياري از افتخارات ديگر نپرداخته است.چونانكه اين ها معمولا شنيده شده و با يك جستجوي مختصر جايگاه اول منطقه اي(خصوصا در سلولهاي بنيادي و علوم نانو) قابل رصد هست.

اما اين مطالب شايد كمتر مورد توجه قرار گرفته:

ابلاغ سند چشم‌انداز ملی توسط مقام معظم رهبری در 23 آبان ماه سال 1382 نقطه عطفی در راهبری و ساماندهی حرکت کلی کشور در جهت اهداف متعالی انقلاب اسلامی بود.یکی از پنج محور اصلی چشم‌انداز 20 ساله کشور در افق 1404، دستیابی به جایگاه اول علمی و فناوری در سطح منطقه تعریف و تعیین شده است. كه باتوجه به مطالبي كه عنوان ميشه اصلا دور از انتظار نيست وبه كوري دشمنان اسلام و ايران حتما محقق ميشه ان شا الله.

اولين مورد مقاله ويكي پديا در مورد ترين ها درجهان(ركورد)

چيز جالبي كه به چشمم خورد اين بود پيشرفت علم و تكنولوژي هزار درصد در عرض 9 سال در ايران بود....

مطلب طولانیه اما اگر ایرانی هستید و کمی شک تو دلتون نسبت به پیشرفتها وجود داره ادامه مطلب رو نگاه بفرمایید

به اشتراک گذاری:
اين مطلب را در گوگل محبوب كنيد:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده توسط مسافر در شنبه 1389/09/27

ادامه مطلب


روانشناسی نقاشی کودک ، مفاهيم نمادها و رنگها در نقاشي كودكان (۲)

بسم الله  گیف  بسم الله برای وبلاگ   بسم الله با خطی زیبا  بسم الله  الرحمن الرحیم اين تصوير را از وبلاگ شفاعت بگيريد   shefaat.net

مطالب مرتبط

روان شناسی رنگ ها

روانشناسی نقاشی کودک ، مفاهيم نمادها و رنگها در نقاشي كودكان (۱)

روانشناسی نقاشی کودک ، مفاهيم نمادها و رنگها در نقاشي كودكان (۲)

 

کودک يک ساله مداد را در دست مي گيرد ولي به سهولت نمي تواند روي کاغذ خط بکشد.مداد را روي کاغذ مي کوبد و سرانجام کاغذ را پاره مي کند). کراني و مارتين مي گويند: « توانايي ترسيم خطهاي افقي قبل از خطهاي عمودي ظاهر مي شود.

 

نقاشی کودکان

-کودک 18 تا 20 ماهه موفق به کشيدن خط مي شود.
- در 2 سالگي خطهاي دايره اي يا زاويه دار ظاهر مي شود.
- در 2 سال و نيمي به علت افزايش قدرت عضلات، وقتي خطي را رسم مي کند با چشم مراقب است که خط از محدوده تعيين شده خارج نشود.
- در 3 سالگي فقط لذت بردن از حرکت يا فشار مداد روي کاغذ نيست، بلکه مايل است احساسات دروني خود را که در ارتباط با تجربه هاي زندگي کوتاه است را بيان کند. در 3 سالگي خطهاي عمودي را بيشتر از افقي رسم مي کند. خط عمودي بيانگر اظهار وجود کودک است و توسعه آن نشان مي دهد کودک از وجودش آگاه است. در اواخر 3 سالگي شروع به کشيدن اشکالي شبيه خانه يا خورشيد مي کند.
- در 4 سالگي خط نگاري هاي او جمع مي شود و حتي براي بزرگسالان نيز معنا پيدا مي کند.
- در 5 تا 6 سالگي امکان دستيابي کودک به درک حروف الفبا يا نوشتن که بيشتر از رسم و نقاشي جنبه آموزشي دارد، فراهم مي شود.
رنگها:
بين نقش رنگ و زندگي عاطفي کودک با در نظر گرفتن دوران تکاملي او يک حالت متوازي است.
- 3 تا 6 سالگي کودک بيشتر تحت تأثير فشارهاي دروني است، بنابراين علاقه وافري به استفاده از رنگ دارد و آن را مقدم بر شکل ظاهري مي داند ولي به تدريج که سن او بالا مي رود از وابستگي اش به رنگ کم مي شود و علاقه او به تقدم شکل بر رنگ فزوني مي يابد.
- هر قدر کودک کوچکتر باشد رنگ هاي زنده تر را به کار مي برد. در کودکستان کودکان ترجيح مي دهند رنگ هاي گرم و تند استفاده کنند و فقط کودکاني که در خانه تحت نظارت شديد هستند رنگ هاي سرد را انتخاب مي کنند که علت اصلي به مشکلات عاطفي و رواني مربوط مي شود.
- فقدان رنگ در تمام يا قسمتي از نقاشي نشانگر خلاء عاطفي و گاهي دليل بر گرايش هاي ضد اجتماعي است.
- کودکان سازگار در نقاشي هايشان به طور متوسط از 5 رنگ مختلف استفاده مي کنند.
- کودکان گوشه گير يا آنها که ارتباط با دنياي خارج را دوست ندارن از يک يا دو رنگ بيشتر استفاده نمي کنند.
- علاقه واقعي کودک به رنگ زماني شروع مي شود که او سعي در کشيدن شکلهايي مي کند. اين مرحله تا 7 يا 8 سالگي به درازا مي کشد. کودک براي استاده از رنگ ها فقط تحت تأثير احساسات خود قرار دارد. مثلا ممکن است چمن را بنفش بکشد چون هم مي خواهد چمن را نشان دهد و هم از رنگ بنفش خوشش مي آيد.کودک در حين بزرگ شدن به تدريج ارتبازط ميان اشيا و رنگ حقيقي آنها را درک مي کند، ولي بدو امر اين موضوع فقط در مورد چيزهايي است که برايش ارزش عاطفي دارند؛ مثلا اگر مادرش موهاي بور داشته باشد هر زني را که مي کشد موهايش را بور مي کند زيرا اين رنگ برايش انباشته از نيروي عاطفي است.


نماد رنگها:
رنگ ها تحت تأثير عوامل جسمي و رواني و در فرهنگ هاي مختلف داراي معاني خاصي است. در قبايل موزامبيک رنگ سياه رنگ خوشي و شادي و قرمز تقريباً در همه جا معناي قدرت را القا مي کند, زيرا با خون که به معناي زندگي است هم رنگ است.
در مذهب اهالي تبت و مردم مسيحي نماد عفت و پاکي زنانه، رنگ آبي است که نشانه صلح نيز هست. در کابوکي ژاپن رنگ قرمز نشانگر شيطان و ابليس، رنگ سفيد و طلايي مخصوص رهبانيت الهي است. رنگ زرد نشان دهنده شادماني است، رنگ آبي نشانگر ترس و غم و رنگ سبز نشانگر بوالهوسي است.
از نظر رواني 2 گروه رنگ هاي گرم ( قرمز، زرد و نارنجي ) و رنگ هاي سرد ( سبز، آبي و بنفش ) با هم تفاوت عميق دارند. رنگ هاي گرم تحريک کننده، سبب فعاليت و جنب و جوش، الهام دهنده روشني و شادي زندگي و مولد حرکت هستند. در حالي که رنگ هاي سرد حالت هاي انفعالي، سکون، بي حرکتي و تلقين کننده غم و اندوه هستند. رنگ هاي خنثي ( خاکستري ) مبين درونگري، استدلال، خودمختاري و حمله وري و تمايل به آغشته سازي است.
رنگهاي سرخ در ابتدا مورد توجه کودکان خردسال است. بعد ها مبين فعاليت هاي غير دوستانه و پرخاشخويي مي شود.
آنها که قواعد و قوانين را به درستي قبول ندارند ولي مي کوشند تا خود را با آن منطبق کنند و ديگر آنها که از نظر رشد و تکامل به مرحله درک قوانين و قواعد اجتماعي رسيده اند و مي کوشند در عمل آنها را به کار برند, از آبي استفاده مي کنند.
رنگ سياه منع، ترس، تشويق، وسواس و اضطراب است. رنگ نارنجي آرامش و خوشي را به ياد مي آورد.
رنگ سبز گوياي عکس العمل عليه نظام هاي خشک و طاقت فرساست. رنگ بنفش تمايلات درهم و برهم و نامتجانس را نشان مي دهد.


موضوع نقاشي و شخصيت کودک:
کودک با تمام وجود و شخصيت ذهني و عاطفي خود نقاشي مي کند. موضوعاتي که در نقاشي کودکان ديده مي شود آدم، خانه، درخت، خورشيد، ماه، حيوانات و خانواده است.

نقاشی کودکان


شکل آدم:
هنگامي که کودک شکل آدمي را مي کشد پيش از هر چيز شکل خود يا درکي که از بدن و تمايلات دارد را بيان مي کند. اگر آدمک در مجموع هماهنگ باشد، احتمال بسياري وجود دارد که کودک کاملا سازگار باشد. اگر اگر آدمک مثلا در اندازه اي خيلي کوچک يا در گوشه اي از کاغذ کشيده شده باشد به معناي آن است که کودک خود را کم ارزش و از ديگران پايين تر مي داند. اگر اين کم بها دادن به خود در چند نقاشي کودک ادامه پيدا کرده باشد نشانگر خجالتي بودن اوست که ممکن است تا حد تمايل به ناپديد شدن نيز پيش برود. در نقاشي فقدان دست و بازو نيز علامت کم بها دادن به خود و عدم امنيت است.
کودکاني که خود را بالاتر از بقيه مي دانند آدمک هايي با اندازه بزرگ رسم مي کنند. اين نوع نقاشي مخصوص کودکاني است که اختلال عاطفي دارند يا به طور معمول کودکاني هستند زودرنج و حساس که هميشه فکر مي کنند مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند.

نقاشی کودک


خانه:
خانه نماد پناهگاه و هسته اصلي و گرمي خانواده است که ممکن است مورد علاقه يا تنفر کودک باشد.
- زندگي سعادتمند در خانه باغچه، گل، درهاي بزرگ، پنجره و دودکش بخاري را مي کشد، خانه خانه با حالت دلباز عرضه مي شود.
- خانه بدون در ورودي در 5 تا 8 سالگي نشانه خجالتي بودن کودک و وابستگي شديد به مادر، بعد از 8 سالگي نشانگر احساس خود کوچک بيني و تنهايي کودک در نوجواني نشانگر شرم و حياي زياده از حد و داشتن احساسات رقيق است. هنگامي که پدر و مادر جدا شده باشند خانه به دو قسمت تقسيم مي شود و اغلب داراي دو در ورودي است که يک قسمت از خانه نماد زندگي خانوادگي واقعي و در ديگر نشانه زندگي تحميل شده به کودک است.
- خانه به صورت قصر به منزله پناهگاهي مطلوب است.
- خانه به صورت زندان نشانگر فشارهاي خانوادگي و ناسازگار و از هم پاشيده است.
- کوچه امکان خارج شدن از خانه و محيط محدود خانواده و بالاخره از خود بيرون آمدن است.
- جاده به صورت پيچ وخم مبين مشکلات در برقراري ارتباط با ديگران است. خيابان هاي باز و عريض شادي و صداقت را نشان مي دهد.
- کوچه تنگ و بسته کمبودهاي عاطفي را القا مي کند.
- افراد پويا و خيالپرور بيشتر به ترسيم امواج دريا يا پرندگان مي پردازد.

 

درخت:
براي تحليل نقاشي درخت بايد 3 قسمت آن مشخص شود: ريشه، تنه و شاخه ها و برگ ها.
ريشه درخت در زمين فرو رفته و درخت را تغذيه مي کند نماد نا خداگاه نشانه هاي دروني است.
تنه بيانگر مشخصات دائمي و عميق پايدار شخصيت است. شاخه ها و برگ ها بيانگر طريق ارتباطي کودک با دنياي خارج است.
بچه ها در سنين پيش دبستاني تنه درخت را بلند ترسيم مي کنند ولي پس از اين سن بلند بودن درخت نشانگر عقب افتادگي فکري يا بيماري عصبي يا آرزوي بازگشت به دنياي دوران کودکي پيش از مدرسه است.
تنه درخت اگر کوتاه کشيده شود نشانگر جاه طلبي و بلند پروازي کودک است. تنه درخت اگر کج کشيده شود نشانگر عدم ثبات کودک است و تنه صاف نشانگر ثبات فکري کودک است . برگهاي زياد و درهم بيانگر شخصيت در خود فرو رفته کودکي است که آمادگي تغيير و تحول ندارد.
درختي که شاخه هاي آن به هر سويي کشيده شده اند ( درختي که شاخه هاي فراوان دارد ) نمايانگر حساسيت شديد کودکي است که مسائل را به سادگي مي فهمد و قادر به ارتباط با ديگران است و در عين حال به راحتي مي تواند خود را با محيط سازگار کند.

نقاشی کودک

خورشيد و ماه:
تصوير خورشيد بيانگر امنيت، خوشحالي، گرما، قدرت و به نظر برخي نماد پدر مطلوب است.
خورشيد به طور کامل در حال درخشيدن نشانگر رابطه خوب پدر و کودک است.
خورشيد پشت کوه نشانگر ارتباط نا مطلوب پدر با کودک است.
خورشيد به رنگ قرمز تند يا سياه نشانگر ترس کودک از پدر است که مضطرب کننده است.
طرز کشيدن به حال و حوصله لحظه اي کودک نيز بستگي دارد. بايد پي در پي در نقاشي هايش باشد تا بتوانيم درباره او قضاوت کنيم.
ماه بيشتر نشانگر نيستي است زيرا او زماني که خورشيد يعني نماد زندگي ناپديد مي شود ظهور مي کند. بسياري از کودکان ماه را در نقاشي هايي که از قبر و قبرستان مي کنند به کار مي گيرند

منبع : میگنا

به اشتراک گذاری:
اين مطلب را در گوگل محبوب كنيد:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده توسط مسافر در سه شنبه 1389/09/23


روانشناسی نقاشی کودک ، مفاهيم نمادها و رنگها در نقاشي كودكان (1)

بسم الله  گیف  بسم الله برای وبلاگ   بسم الله با خطی زیبا  بسم الله  الرحمن الرحیم اين تصوير را از وبلاگ شفاعت بگيريد   shefaat.net

مطالب مرتبط

روان شناسی رنگ ها

روانشناسی نقاشی کودک ، مفاهيم نمادها و رنگها در نقاشي كودكان (۱)

روانشناسی نقاشی کودک ، مفاهيم نمادها و رنگها در نقاشي كودكان (۲)

مفاهيم نمادها و رنگها در نقاشي كودكان :
چشم، چشم، دو ابرو / نقاشي و شخصيت كودكان:



روانشناسان به طرق مختلف درباره کودکان تحقيق کرده اند که يکي از مهمترين آنها تجزيه و تحليل نقاشي هاي کودکان است. نقاشي، کودک را در مراحلي که حواث اطراف خود را دسته بندي و عرضه مي کند و روند تکامل يافته اي را از زمان خط خطي کردن ساده تا زماني که خطوط معني دار و مبتني بر قوانين پرسپکتيو و شالوده منطقي را رسم مي کند مي توان چيزي شبيه خواب و رويا معني کرد. نقاشي مانند خواب و رويا به کودک فرصت مي دهد اطلاعات و اعمالي را که از دنياي بيرون کسب مي کند از هم جدا و سپس آنها را دوباره تنظيم کند.

در نقاشي همانند خواب و رويا کودک خود را از ممنوعيت ها رها کرده در حالي ناخدا آگاهانه درباره مسائل، کشفيات و مشکلات و دلهوره هايش صحبت مي کند. به همين دليل اگر آموزش نقاشي را بر پايه تصحيح نقاشي قرار دهيم در آن به کودکان از سنين پايين کمترين کپي و تقليد کردن از مدل را بياموزيم مرتکب اشتباه شده ايم. در نقاشي کودک خطي که بر تصوير صورت برادر کشيده است يا حذف شدن، به کارگيري رنگ خاص، از ميان بردن يا بيش از حد بزرگ جلوه دادن بعضي حوادث، همگي حکايت از نشانه ها و علائمي مي کند که داراي معاني روشن هستند و بزرگسالان با کمي شناخت و دقت قادر به مشاهده و تعبير آن مي شود.


کودک يک ساله مداد را در دست مي گيرد ولي به سهولت نمي تواند روي کاغذ خط بکشد.مداد را روي کاغذ مي کوبد و سرانجام کاغذ را پاره مي کند). کراني و مارتين مي گويند: « توانايي ترسيم خطهاي افقي قبل از خطهاي عمودي ظاهر مي شود (

-کودک 18 تا 20 ماهه موفق به کشيدن خط مي شود.
- در 2 سالگي خطهاي دايره اي يا زاويه دار ظاهر مي شود.
- در 2 سال و نيمي به علت افزايش قدرت عضلات، وقتي خطي را رسم مي کند با چشم مراقب است که خط از محدوده تعيين شده خارج نشود.
- در 3 سالگي فقط لذت بردن از حرکت يا فشار مداد روي کاغذ نيست، بلکه مايل است احساسات دروني خود را که در ارتباط با تجربه هاي زندگي کوتاه است را بيان کند. در 3 سالگي خطهاي عمودي را بيشتر از افقي رسم مي کند. خط عمودي بيانگر اظهار وجود کودک است و توسعه آن نشان مي دهد کودک از وجودش آگاه است. در اواخر 3 سالگي شروع به کشيدن اشکالي شبيه خانه يا خورشيد مي کند.
- در 4 سالگي خط نگاري هاي او جمع مي شود و حتي براي بزرگسالان نيز معنا پيدا مي کند.
- در 5 تا 6 سالگي امکان دستيابي کودک به درک حروف الفبا يا نوشتن که بيشتر از رسم و نقاشي جنبه آموزشي دارد، فراهم مي شود.
رنگها:
بين نقش رنگ و زندگي عاطفي کودک با در نظر گرفتن دوران تکاملي او يک حالت متوازي است.
- 3 تا 6 سالگي کودک بيشتر تحت تأثير فشارهاي دروني است، بنابراين علاقه وافري به استفاده از رنگ دارد و آن را مقدم بر شکل ظاهري مي داند ولي به تدريج که سن او بالا مي رود از وابستگي اش به رنگ کم مي شود و علاقه او به تقدم شکل بر رنگ فزوني مي يابد.
- هر قدر کودک کوچکتر باشد رنگ هاي زنده تر را به کار مي برد. در کودکستان کودکان ترجيح مي دهند رنگ هاي گرم و تند استفاده کنند و فقط کودکاني که در خانه تحت نظارت شديد هستند رنگ هاي سرد را انتخاب مي کنند که علت اصلي به مشکلات عاطفي و رواني مربوط مي شود.
- فقدان رنگ در تمام يا قسمتي از نقاشي نشانگر خلاء عاطفي و گاهي دليل بر گرايش هاي ضد اجتماعي است.
- کودکان سازگار در نقاشي هايشان به طور متوسط از 5 رنگ مختلف استفاده مي کنند.
- کودکان گوشه گير يا آنها که ارتباط با دنياي خارج را دوست ندارن از يک يا دو رنگ بيشتر استفاده نمي کنند.
- علاقه واقعي کودک به رنگ زماني شروع مي شود که او سعي در کشيدن شکلهايي مي کند. اين مرحله تا 7 يا 8 سالگي به درازا مي کشد. کودک براي استاده از رنگ ها فقط تحت تأثير احساسات خود قرار دارد. مثلا ممکن است چمن را بنفش بکشد چون هم مي خواهد چمن را نشان دهد و هم از رنگ بنفش خوشش مي آيد.کودک در حين بزرگ شدن به تدريج ارتبازط ميان اشيا و رنگ حقيقي آنها را درک مي کند، ولي بدو امر اين موضوع فقط در مورد چيزهايي است که برايش ارزش عاطفي دارند؛ مثلا اگر مادرش موهاي بور داشته باشد هر زني را که مي کشد موهايش را بور مي کند زيرا اين رنگ برايش انباشته از نيروي عاطفي است.
نماد رنگها:
رنگ ها تحت تأثير عوامل جسمي و رواني و در فرهنگ هاي مختلف داراي معاني خاصي است. در قبايل موزامبيک رنگ سياه رنگ خوشي و شادي و قرمز تقريباً در همه جا معناي قدرت را القا مي کند, زيرا با خون که به معناي زندگي است هم رنگ است.
در مذهب اهالي تبت و مردم مسيحي نماد عفت و پاکي زنانه، رنگ آبي است که نشانه صلح نيز هست. در کابوکي ژاپن رنگ قرمز نشانگر شيطان و ابليس، رنگ سفيد و طلايي مخصوص رهبانيت الهي است. رنگ زرد نشان دهنده شادماني است، رنگ آبي نشانگر ترس و غم و رنگ سبز نشانگر بوالهوسي است.
از نظر رواني 2 گروه رنگ هاي گرم ( قرمز، زرد و نارنجي ) و رنگ هاي سرد ( سبز، آبي و بنفش ) با هم تفاوت عميق دارند. رنگ هاي گرم تحريک کننده، سبب فعاليت و جنب و جوش، الهام دهنده روشني و شادي زندگي و مولد حرکت هستند. در حالي که رنگ هاي سرد حالت هاي انفعالي، سکون، بي حرکتي و تلقين کننده غم و اندوه هستند. رنگ هاي خنثي ( خاکستري ) مبين درونگري، استدلال، خودمختاري و حمله وري و تمايل به آغشته سازي است.
رنگهاي سرخ در ابتدا مورد توجه کودکان خردسال است. بعد ها مبين فعاليت هاي غير دوستانه و پرخاشخويي مي شود.
آنها که قواعد و قوانين را به درستي قبول ندارند ولي مي کوشند تا خود را با آن منطبق کنند و ديگر آنها که از نظر رشد و تکامل به مرحله درک قوانين و قواعد اجتماعي رسيده اند و مي کوشند در عمل آنها را به کار برند, از آبي استفاده مي کنند.
رنگ سياه منع، ترس، تشويق، وسواس و اضطراب است. رنگ نارنجي آرامش و خوشي را به ياد مي آورد.
رنگ سبز گوياي عکس العمل عليه نظام هاي خشک و طاقت فرساست. رنگ بنفش تمايلات درهم و برهم و نامتجانس را نشان مي دهد.


موضوع نقاشي و شخصيت کودک:
کودک با تمام وجود و شخصيت ذهني و عاطفي خود نقاشي مي کند. موضوعاتي که در نقاشي کودکان ديده مي شود آدم، خانه، درخت، خورشيد، ماه، حيوانات و خانواده است.


شکل آدم:
هنگامي که کودک شکل آدمي را مي کشد پيش از هر چيز شکل خود يا درکي که از بدن و تمايلات دارد را بيان مي کند. اگر آدمک در مجموع هماهنگ باشد، احتمال بسياري وجود دارد که کودک کاملا سازگار باشد. اگر اگر آدمک مثلا در اندازه اي خيلي کوچک يا در گوشه اي از کاغذ کشيده شده باشد به معناي آن است که کودک خود را کم ارزش و از ديگران پايين تر مي داند. اگر اين کم بها دادن به خود در چند نقاشي کودک ادامه پيدا کرده باشد نشانگر خجالتي بودن اوست که ممکن است تا حد تمايل به ناپديد شدن نيز پيش برود. در نقاشي فقدان دست و بازو نيز علامت کم بها دادن به خود و عدم امنيت است.
کودکاني که خود را بالاتر از بقيه مي دانند آدمک هايي با اندازه بزرگ رسم مي کنند. اين نوع نقاشي مخصوص کودکاني است که اختلال عاطفي دارند يا به طور معمول کودکاني هستند زودرنج و حساس که هميشه فکر مي کنند مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند.


خانه:
خانه نماد پناهگاه و هسته اصلي و گرمي خانواده است که ممکن است مورد علاقه يا تنفر کودک باشد.
- زندگي سعادتمند در خانه باغچه، گل، درهاي بزرگ، پنجره و دودکش بخاري را مي کشد، خانه خانه با حالت دلباز عرضه مي شود.
- خانه بدون در ورودي در 5 تا 8 سالگي نشانه خجالتي بودن کودک و وابستگي شديد به مادر، بعد از 8 سالگي نشانگر احساس خود کوچک بيني و تنهايي کودک در نوجواني نشانگر شرم و حياي زياده از حد و داشتن احساسات رقيق است. هنگامي که پدر و مادر جدا شده باشند خانه به دو قسمت تقسيم مي شود و اغلب داراي دو در ورودي است که يک قسمت از خانه نماد زندگي خانوادگي واقعي و در ديگر نشانه زندگي تحميل شده به کودک است.
- خانه به صورت قصر به منزله پناهگاهي مطلوب است.
- خانه به صورت زندان نشانگر فشارهاي خانوادگي و ناسازگار و از هم پاشيده است.
- کوچه امکان خارج شدن از خانه و محيط محدود خانواده و بالاخره از خود بيرون آمدن است.
- جاده به صورت پيچ وخم مبين مشکلات در برقراري ارتباط با ديگران است. خيابان هاي باز و عريض شادي و صداقت را نشان مي دهد.
- کوچه تنگ و بسته کمبودهاي عاطفي را القا مي کند.
- افراد پويا و خيالپرور بيشتر به ترسيم امواج دريا يا پرندگان مي پردازد.
درخت:
براي تحليل نقاشي درخت بايد 3 قسمت آن مشخص شود: ريشه، تنه و شاخه ها و برگ ها.
ريشه درخت در زمين فرو رفته و درخت را تغذيه مي کند نماد نا خداگاه نشانه هاي دروني است.
تنه بيانگر مشخصات دائمي و عميق پايدار شخصيت است. شاخه ها و برگ ها بيانگر طريق ارتباطي کودک با دنياي خارج است.
بچه ها در سنين پيش دبستاني تنه درخت را بلند ترسيم مي کنند ولي پس از اين سن بلند بودن درخت نشانگر عقب افتادگي فکري يا بيماري عصبي يا آرزوي بازگشت به دنياي دوران کودکي پيش از مدرسه است.
تنه درخت اگر کوتاه کشيده شود نشانگر جاه طلبي و بلند پروازي کودک است. تنه درخت اگر کج کشيده شود نشانگر عدم ثبات کودک است و تنه صاف نشانگر ثبات فکري کودک است . برگهاي زياد و درهم بيانگر شخصيت در خود فرو رفته کودکي است که آمادگي تغيير و تحول ندارد.
درختي که شاخه هاي آن به هر سويي کشيده شده اند ( درختي که شاخه هاي فراوان دارد ) نمايانگر حساسيت شديد کودکي است که مسائل را به سادگي مي فهمد و قادر به ارتباط با ديگران است و در عين حال به راحتي مي تواند خود را با محيط سازگار کند.


خورشيد و ماه:
تصوير خورشيد بيانگر امنيت، خوشحالي، گرما، قدرت و به نظر برخي نماد پدر مطلوب است.
خورشيد به طور کامل در حال درخشيدن نشانگر رابطه خوب پدر و کودک است.
خورشيد پشت کوه نشانگر ارتباط نا مطلوب پدر با کودک است.
خورشيد به رنگ قرمز تند يا سياه نشانگر ترس کودک از پدر است که مضطرب کننده است.
طرز کشيدن به حال و حوصله لحظه اي کودک نيز بستگي دارد. بايد پي در پي در نقاشي هايش باشد تا بتوانيم درباره او قضاوت کنيم.
ماه بيشتر نشانگر نيستي است زيرا او زماني که خورشيد يعني نماد زندگي ناپديد مي شود ظهور مي کند. بسياري از کودکان ماه را در نقاشي هايي که از قبر و قبرستان مي کنند به کار مي گيرند.


مراحل تكاملي چهره نگاري:
در ابتدا اشيا از نظر كودكف فقط خانه و آدمك است. در 3 تا 4 سالگي كودك سعي مي كندتصوير شخص يا اشخاص را بكشد.اين تصاوير شامل يك دايره بجاي سر،و در اطراف آن چند خط به عنوان بازوها و پاها است. علت ساده بودن نقاشي در اين سنين ناشي از عدم شناخت تكنيك نقاشي نيست، بلكه اين درست همان تصويري است كه كودك از بدن در ذهن دارد.كودك در سالهاي اول زندگيش هنگام كشيدن آدمك بدن را فراموش مي‌كند، زيرا به نظر او وظيفه و عمل بدن مهم نيست.بعد از اين مرحله كم كم در داخل دايره، دو چشم بزرگ نمايان مي شود. مرحله بعدي گوشهاست كه خيلي بزرگ هستند.
در 6 سالگي تصوير كودك از بدن خود در مغزش كاملتر است و داراي 2 دست و گردن است كه در انتهاي بازو قرار گرفته اند. بلندي آدمك معمولاً 4 برابر پهناي آن رسم مي شود. 10 سال طول مي‌كشد تا كودك بتواند تصوير كاملي با تمام اعضا و حركات بدن رسم كند. به گفته گودينف، اصولاً نقاشي آدمك نشانگر پختگي فكري كودكان است.
فرهاد بلاش/ روزنامه جام جم /

به اشتراک گذاری:
اين مطلب را در گوگل محبوب كنيد:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده توسط مسافر در سه شنبه 1389/09/23


روانشناسی رنگ ها

بسم الله  گیف  بسم الله برای وبلاگ   بسم الله با خطی زیبا  بسم الله  الرحمن الرحیم اين تصوير را از وبلاگ شفاعت بگيريد   shefaat.net

مطالب مرتبط

روان شناسی رنگ ها

روانشناسی نقاشی کودک ، مفاهيم نمادها و رنگها در نقاشي كودكان (۱)

روانشناسی نقاشی کودک ، مفاهيم نمادها و رنگها در نقاشي كودكان (۲)

برخي از روانشناسان عقيده دارند رنگي که برگزيده و دلخواه کسي است ميتواند گوياي خصوصيات اخلاقي و روانشناسي او باشد. نوشتار زير چکيده اي است که بر اساس اين نظريه و پس از سالهاي پژوهش نگاشته شده:

قرمز: خوش قلب اما خودپرست
اين رنگ مظهر شدت و زياده روي است که گاهي در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداكاري و خشونت و خون و آتش. كسي كه به اين رنگ علاقه دارد هرگز نمي تواند در زندگي بي تفاوت باشد.
اين گونه اشخاص تند و سركش و در عين حال فعال و شجاع و کمي عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق براي آنها فراوان است.
قضاوتهاي عجولانه و ناگهاني در مورد ديگران اغلب سبب از بين رفتن دوستي هايشان مي شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزي حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جويا شدن علت مي جنگند.
دو عيب بزرگ خودپرستي و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبي و حس بزرگ طلبي است. به طور كلي دوستداران رنگ قرمز داراي خصوصيات متضادي هستند.

صورتي: مورد علاقه ديگران
رنگ صورتي درواقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به اين رنگ علاقه داريد تمام صفات رنگ قرمز را كمي ملايمتر دارا مي باشيد، با گذشت هستيد و در عشق، تندي نشان نمي دهيد.
ديگران را خوب درك مي كنيد و با اطرافيان خود با ملايمت و لطف رفتار مي كنيد و به دليل نشاط و شادابي تان مورد علاقه اطرافيان خود هستيد. آنهايي كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب شكستها، خشونتها و دشواري هاي زندگي را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند.

آبي: نظم، پشتكار، تنهايي
رنگ آبي از رنگهايي است كه طرفداران زيادي دارد. اگر به اين رنگ علاقه داريد، كاملاً مي توانيد هوس و احساسات و هيجانات خود را كنتر ل كنيد.
ظاهر آرام شما ديگران را وادار مي كند كه به شما احترام بگذارند و دوست داريد پيوسته مورد احترام و ستايش ديگران قرار بگيريد.
در خريد و پوشش لباس قناعت مي كنيد و به علت شرم و حيا و گاه غروري كه داريد ميل داريد اغلب تنها باشيد. حماقت و عدم فهم ديگران شما را كسل مي كند و كساني كه از نظر هوش و فهم بر شما برتري دارند شما را ناراحت مي كنند.
كارهاي خود را از روي نظم و ترتيب و بر پايه قواعد معيني انجام مي دهيد. يكي از صفات مشخص شما پشتكار شماست.

ارغواني: رنگ عارفها و روانگران
رنگ اسرارآميز و باشکوهي است. دوستداران اين رنگ پيوسته مجذوب زيبايي ها و ظرافتها مي شوند و مغرور و اجتماعي هستند. معاشرت با اين دسته لذتبخش است که امور معنوي بيشتر مي پردازند. ارغواني رنگ مورد پسند عرفا نيز هست!

قهوه اي: قابل اعتماد
اگر رنگ قهوه اي را دوست داريد كاملاً مي توان روي شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپيشه وكمي فيلسوف مآب هستيد.
به ندرت تغيير عقيده مي دهيد و با آن كه كمتر تصميم مي گيريد اما هر بار كه تصميمي بگيريد آن را به مورد عمل مي گذاريد.
شما كاملاً در نگهداري پول و اسرار ديگران قابل اعتماد هستيد. ميل داريد پيوسته در عالم خودتان باشيد و گاهي اوقات با اطرافيان خود رفتار خشونت آميزي در پيش مي گيريد. در عشق هرگز بدبين و تند نيستيد.

خاكستري: احساس بي نيازي
اين رنگ مظهر چشم پوشي از خوشي هاي دنياست. كساني كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب در زندگي احساس رضايت مي كنند، خاكستري رنگ عقلا است و جواناني كه به اين رنگ اظهار علاقه مي كنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال ميدانند و در زندگي احساس بي نيازي مي كنند.
در عشق بر افراد مسن تر از خود تمايل دارند و اغلب كساني كه از نظر فكر و ايده به آنها برتري دارند خيلي آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.

پرتقالي: صداقت آري، هوسبازي هرگز
رنگي است تركيبي و آنهايي كه اين رنگ را رنگ دلخواه خود مي دانند متكي به نفس نيستند. اجتماعي و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار مي كنند.
نفوذ در اين گونه افراد مشكل است كسي كه آنها را دوست بدارد مي تواند با او به آساني ازدواج كند. هوسباز نيستند و اگر با كسي دوستي كنند صداقت و فداكاري دارند. اگر افراد اين دسته با كسي كه خصوصيات اخلاقي خودشان را داشته باشد ازدواج كنند سعادتمند مي شوند.

سبز: كنجكاوي
رنگ سبز طبيعت وتازگي است. اگر به اين رنگ علاقه داريد زندگي با شما آسان است. نقطه اشتراك فراواني با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالي داريد روابط شما با ديگران بر پايه ي اصول و قرارداد است.
دوست نداريد كه در زندگيتان حوادثي به وقوع پيوندد اما كنجكاوانه به ماجراهاي زندگي ديگران توجه داريد.

فيروزه اي: اسرارآميز و پند ناپذير
دوستداران اين رنگ اسرارآميزند و احساساتي و كارهاي شخصي خود را به خوبي اداره مي كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصايح ديگران در مورد كارهاي خود كمتر توجه دارند. فيروزه اي معمولا رنگ مورد علاقه ي خانمها است.

سياه: خوش ذوقي و ظرافت طبع
اين رنگ برخلاف عقيده ي همگان رنگ نوميدي و عزا نيست بلكه نشانه خوش ذوقي و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران اين رنگ هستيد مسلماً به شخصيت اطرافيان خود احترام مي گذاريد و براي آن كه ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد از هيچگونه كمكي به آنها دريغ نمي كنيد و هرگز خود را به ديگران تحميل نمي نماييد همچنين عقايد و نظريات ديگران را به آساني مي پذيريد.
يک نکته ي رنگي :
توجه و علاقه شما به رنگها در طي زمان تغيير مي كند به دليل آن كه خصوصيات اخلاقيتان نيز در ساليان دراز تغيير خواهد كرد. اما اگر در مورد رنگي ناگهان عقيده خود را عوض كنيد به علت ضعف شما و يا به علت نيازتان به تغيير محيط است.
منبع :
http://www.iranhealers.com
گردآوري : گروه اينترنتي نيک صالحي
با وجودي که اثر رنگ ها تا حدودي ذهني است و در مورد اشخاص مختلف فرق مي کند امّا برخي از تاثيرات رنگ ها داراي معني يگانه اي در سراسر جهان هستند. رنگ هايي که در طيف رنگ ها در ناحيه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ هاي گرم شناخته مي شوند که اين دامنه اش از احساسات گرم و صميمانه تا احساس خشم و عصبانيت متغير است.

رنگ هايي که در ناحيه آبي طيف قرار دارند، رنگ هاي سرد ناميده مي شوند و شامل آبي، ارغواني و سبز هستند. اين رنگ ها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهي نيز ممکن است احساس غمگيني و بي تفاوتي را به ذهن آورند.

? روان شناسي رنگ ها به عنوان روش درمان

در برخي از فرهنگ هاي قديمي، از جمله مصري ها و چيني ها، از رنگ ها براي درمان استفاده مي شده است. اين کار که گاهي به آن نور درماني يا رنگ شناسي نيز گفته مي شود هنوز هم به عنوان روش درمان جايگزين مورد استفاده قرار مي گيرد.

در اين روش:

? از رنگ قرمز براي تحريک بدن و ذهن و افزايش تمرکز استفاده مي شود.

? از رنگ زرد براي تحريک اعصاب استفاده مي شود.

? از رنگ نارنجي براي بالا بردن سطح انرژي استفاده مي شود.

? از رنگ آبي براي کاهش درد و تسکين بيمار استفاده مي شود.

? از رنگ نيلي براي تسکين ناراحتي هاي پوستي استفاده مي شود.

اغلب روان شناسان به رنگ درماني به ديده شک و ترديد مي نگرند و مي گويند که درباره تاثيرات احتمالي رنگ ها اغراق شده و رنگ ها در فرهنگ هاي مختلف، معاني متفاوتي دارند. پژوهش ها نشان داده اند که در بسياري از موارد، تاثيرات رنگ ها در تغيير حالت افراد، تاثيراتي زودگذر و موقتي بوده است. براي مثال، قراردادن افراد در اتاق آبي ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آن ها به وجود آورد امّا اين اثر پس از آن که آن ها آرامششان را بازيافتند، به تدريج کاهش خواهد يافت.

? روان شناسي رنگ هاي مختلف

?) روان شناسي رنگ سياه

? سياه تمام نورها در طيف رنگ ها را جذب مي کند.

? سياه معمولاً به عنوان نماد ترس يا شيطان مورد استفاده قرار مي گيرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نيز شناخته مي شود. از رنگ سياه براي نشان دادن شخصيت هاي خطرناک مثل دراکولا و يا جادوگران استفاده مي شود.

? رنگ سياه در بسياري از فرهنگ ها براي مراسم سوگواري مورد استفاده قرار مي گيرد. اين رنگ همچنين نشانگر غمگيني، جذابيت جنسي و رسمي بودن است.

? در مصر قديم، رنگ سياه نشانگر زندگي و تولّد دوباره بود.

? رنگ سياه معمولاً به دليل لاغر نشان دادن در نمايش هاي مد مورد استفاده قرار مي گيرد.

?) روان شناسي رنگ سفيد

? رنگ سفيد، نماد معصوميت و پاکي است.

? رنگ سفيد مي تواند در انسان احساس فضاي بيشتر به وجود آورد.

? رنگ سفيد معمولاً نشانگر سرما، پاکيزگي و آرامش است. اتاقي که کاملاً به رنگ سفيد نقاشي شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آيد امَا خالي و سرد است. بيمارستان ها و کادر پزشکي از رنگ ? سفيد براي ايجاد حس پاکيزگي استفاده مي کنند.

?) روان شناسي رنگ قرمز

? رنگ قرمز، رنگ گرمي است که برانگيزاننده هيجانات قوي است.

? رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صميميت است.

? رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هيجان است.

? رنگ قرمز، تحريک کننده احساس خشم و عصبانيت است.

?) روان شناسي رنگ آبي

? آبي، رنگ مورد علاقه بسياري از مردم و محبوبترين رنگ در بين مردان است.

? رنگ آبي، احساس آرامش را به ذهن مي آورد و معمولاً نشانگر صلح، امنيت و نظم است.

? رنگ آبي، مي تواند احساس غم، درون گرايي يا گوشه گيري را در بعضي افراد به وجود آورد.

? رنگ آبي معمولاً براي دکور دفاتر مورد استفاده قرار مي گيرد زيرا تحقيقات نشان داده است که افراد در اتاق هاي آبي کارآيي بيشتري دارند.

? رنگ آبي با وجودي که از محبوبترين رنگ هاست امّا يکي از رنگ هايي است که کمترين اشتها را بر مي انگيزد. در برخي از برنامه هاي کاهش وزن توصيه مي شود که غذاي خود را در بشقاب هاي آبي بکشيد. ? رنگ آبي به ندرت به صورت طبيعي درخوراکي ها وجود دارد. همچنين رنگ آبي غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و يا سمّي بودن آن در نظر گرفته مي شود.

? رنگ آبي مي تواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.

?) روان شناسي رنگ سبز

? رنگ سبز، رنگ سردي است که نماد طبيعت است.

? رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختي، سلامتي و حسادت است.

پژوهشگران دريافته اند که رنگ سبز مي تواند باعث افزايش قابليت خواندن گردد. برخي از دانش آموزان و دانشجويان با قراردادن يک برگه شفاف سبز رنگ بر روي صفحه کتاب، مي توانند مطالب را با سرعت بيشتري از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.

? رنگ سبز، از دير باز نماد باروري بوده و در قرن پانزدهم براي لباس عروسي به کار مي رفته است.

? از رنگ سبز در دکوراسيون به دليل اثر آرام بخشي آن استفاده مي شود.

? رنگ سبز باعث کاهش استرس مي شود. کساني که در فضاي کاري سبز رنگ کار مي کنند، کمتر دچار دردهاي دستگاه گوارش مي شوند.

?) روان شناسي رنگ زرد

? رنگ زرد، رنگي گرم وشاد است.

? رنگ زرد به دليل مقدار زياد نوري که منعکس مي کند، بيشتر از بقيه رنگ ها چشم را خسته مي کند. استفاده از رنگ زرد براي پس زمينه کاغذ يا نمايشگر کامپيوتر مي تواند باعث چشم درد يا در حالت هاي خاص از دست دادن بينايي گردد.

? رنگ زرد مي تواند احساس رنجيدگي و خشم را به وجود آورد. با وجودي که رنگ زرد به عنوان يک رنگ شاد شناخته مي شود اما بيشتر مردم در اتاق هاي زرد رنگ، هيجانشان را از دست مي دهند و بچه ها نيز در اتاق هاي زرد رنگ بيشتر گريه مي کنند.

? رنگ زرد باعث افزايش سوخت و ساز بدن انسان مي گردد.

? چون رنگ زرد، از بقيه رنگ ها زودتر ديده مي شود، بيشتر از بقيه براي جلب توجه مورد استفاده قرار مي گيرد.

?) روان شناسي رنگ ارغواني

? رنگ ارغواني نماد وفاداري و ثروت است.

? رنگ ارغواني نشانگر عقل و معنويت است.

? رنگ ارغواني خيلي کم در طبيعت وجود دارد و به همين دليل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعي يا غير عادي بودن در نظر گرفته شود.

?) روان شناسي رنگ قهوه اي

? رنگ قهوه اي، رنگي طبيعي است که برانگيزاننده حس قدرت و اطمينان پذيري است.

? رنگ قهوه اي همچنين مي تواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.

? رنگ قهوه اي، حس گرما ، محبت، آسايش و امنيت را به ذهن مي آورد.

? رنگ قهوه اي معمولاً بيانگر طبيعي بودن، زميني بودن و متفاوت بودن است اما گاهي مي تواند نشانگر پيچييدگي نيز باشد.

?) روان شناسي رنگ نارنجي

? رنگ نارنجي، ترکيب زرد و قرمز است و به عنوان يک رنگ انرژي زا در نظر گرفته مي شود.

? رنگ نارنجي، احساس هيجان، گرما و شور و شوق را به ذهن مي آورد.

? رنگ نارنجي، معمولاً براي جلب توجه مورد استفاده قرار مي گيرد.

??) روان شناسي رنگ صورتي

? رنگ صورتي، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.

? رنگ صورتي اثر آرام بخشي دارد. در ورزشگاه ها معمولاً رختکن تيم حريف را به رنگ صورتي نقاشي مي کنند تا بازيکنان آن ها کم انرژي و منفعل شوند.

با وجودي که اثر آرام بخشي رنگ صورتي مشخص شده است ولي پژوهشگران دريافته اند که اين اثر تنها در خلال مواجهه اوليه به وجود مي آيد. مثلاً هنگامي که از اين رنگ در زندان ها استفاده شد، زندانيان پس از عادت کردن به آن، حتي نا آرامتر از قبل شدند.

به اشتراک گذاری:
اين مطلب را در گوگل محبوب كنيد:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده توسط مسافر در سه شنبه 1389/09/23


متن کامل بیانات منتشر نشده امام خامنه ای در دیدار با جامعه مدرسین قم در باره ی دولت آقای احمدی نژاد

بسم الله  گیف  بسم الله برای وبلاگ   بسم الله با خطی زیبا  بسم الله
  الرحمن الرحیم

متن بیانات منتشر نشده رهبری در جریان دیدار  مجدد اعضای محترم جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با امام خامنه ای، بدین شرح است(امیدواریم دقت در واژه ها و تعبیر بکار رفته توسط ولی امر مسلمین، بتواند بسیاری از شبهات و مسائل موجود را برای اهل انصاف، روشن سازد.) :

انصافا احمدی نژاد بود که نام امام زمان و حضرت زهرا را در محافل بین المللی احیا کرده است

من واقعا نفهمیدم که اینها حقیقتا دنبال اینند که حالا یک چیزی را در مقابل اسلام علم کنند. البته بدم می آید از این کاری که می کنند....آقای احمدی نژاد واقعا نمی خواهد ایران را مقابل اسلام و برتر از آن قرار دهد، چرا که هیچ رییس جمهوری به اندازه ی او از اسلام و آرمانها و ارزش های اسلامی در سازمان ملل سخن نگفته....

نمایش عکس در اندازه واقعی

س ن ( سر در پست ) : جناب آقای احمدی نژاد از این که در این خط ولایت و اسلام حرکت میکنید و مایه ی نگرانی رهبر عزیزمان نیستید سپاسگذاریم . به یاد داشته باشید مادامی که در این خط باشید مردم پاک و ساده دل از هر کجای ایران دعاگوی شما هستند و برای موفقیت شما از امام رضا علیه السلام و ائمه مدد می خواهند. به گوشهای خودم شنیدم و جلو چشمان خودم مرد ساده دل و پاک طینت لری کنار ضریح امام رضا علیه السلام برای شما و رهبر عزیزمان با دستهای رو به آسمان دعا میکردند بلند بلند ...

*رضایت عمیق از سیاست خارجی:

الان اگر رهبری چیزی بگوید، رییس جمهور می پذیرد و به آن عمل می کند، امروز وقتی رییس جمهور یا مسئول ارشدی از دولت به خارج از کشور می رود، من نگرانی ندارم، اما قبلا نگران بودم که مسئولان در خارج از کشور می خواهند چه بگویند؟ الان رییس جمهور با هر کسی در دنیا ملاقات کند و حرف بزند، من از حرف زدن او نگران نیستم، اطلاع هم ندارم، اما نگران نیستم. می دانم که خلاف جهت انقلاب و سیاست کلی نظام، مطلبی گفته نخواهد شد، مطلبی پیش نخواهد رفت، و لو حالا به لحاظ تعارف، دو کلمه هم یک چیزی بگویندچ اما کاری پیش نخواهد رفت. این را خاطرم جمع است...

*نصیحت کنید، اما مواظب دشمن باشید:

من اعتقاد به نصح دارم. یعنی واقعا معتقدم اگر جامعه ی مدرسین، یک مواردی اشتباهی می بیند، ملاحظه رفاقت و دوستی را نکنند، نصیحت کنند، منتها مراقب باشند که یک جهت گیری عامی برای زمین زدن دولتی که حالا نسبت به شعارهای انقلاب وفادار است، نسبت به رهبری اظهار اطاعت می کند و چه و چه، ایجاد نشود، به آن حرکت کمک نشود. عرض ما این است. یک جوری نصیحت کنید که آن کسانی که قصد ریشه کنی دارند، نتوانند استفاده کنند ولی خوب نصیحت کنید، پیغام بدهید، کاغذ بنویسید، اگر یک جایی واقعا دیدید ضرورت دارد، اعلام هم بشود. اعلام عمومی در مواقع ضروری ایرادی ندارد، اما باید مراقبت بشود، این جور نیست که حالا انسان هر اعتراضی دارد مصلحت باشد که این را علنی و عمومی کند...

متن کامل فرمایشات در ادامه مطلب را ملاحظه بفرمایید

به اشتراک گذاری:
اين مطلب را در گوگل محبوب كنيد:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده توسط مسافر در سه شنبه 1389/09/09

ادامه مطلب


مطالب پیشین

رو به او
الهي انت كما احب فاجعلني كما تحب ...
امام رضا عليه السلام ، امام حسن عليه السلام
اینجا تهران ، ترور دانشمند شهید مصطفی احمدی روشن ...
راه شهادت
بحرين ‌... كربلا
سكوت
عشق فقط يك كلام
براي امام كاظم عليه السلام ...
تقديم به عمه سه ساله ي امام زمان عليه السلام ...
براي نهم دي ماه ، 9 دي روز بيعت با اسلام ...
حجاب
صدقه ي ماه صفر
نذر عافيت ...
سنگ ميزني؟
و شب يلدا ...
و زينب سلام الله ...
سفري سمت ديار شهدا و كربلا ...
مراسم دهه ي دوم محرم در شهرستان سبزوار
هدیه ارسالی ایران به باراک اوباما، بجای RQ-170


.............. مطالب قدیمی‌تر >>

درباره



دلبرانه
رشته ای در گردنم افکنده دوست... می کشد هر جا که خاطر خواه اوست ...

جستجو


در وبلاگ
در کل اينترنت


پست هاي برتر
چند فیلتر شكن دائمی (برای همیشه از فیتلترینگ خلاص شوید)
مجموعه نمایشگاهی “منظر” (آیت الله خامنه ای از منظر بزرگان)
فيلم مراحل رشد جنين
بالاخره كتاب نحوه درك زنان چاپ شد
راه شهدا ،‌راه بصيرت ، وصيت نامه ي شهيد سيد علي حسيني برادر سيده زهرا حسيني راوي كتاب " دا "
خمینی بی تو دیگه از چی بخونم...
مرز بين شب و روز از دوربين ناسا + عكس
ولی فقیه فرق روز و شب را تشخیص می دهد !
وقتی در روستای بزرگ ما سبزوار هیچ چیز سرجایش نیست
پارتی شبانه لو رفته در تهران + عکس ها
بعضي حرفها تف سربالاست
10 نمونه که ولایت فقیه مانع دیکتاتوری در ایران شد
امربه معروف و نهی از منکر بدون چماق!
متن کامل نامه حضرت علی به مالك (عهدنامه مالک )
تهمينه ي ميلاني فمينيستي با قابليت بي ارزش كردن هميشگي زنان
روایت هایی در مورد لعن کردن ( برائت یا تبری ) 1
فرازهايي از وصيت نامه جاويد الاثر« شهيد غلامرضا پروانه »
آموزش مداحي از زبان حاج حسن خلج ذاكرين حتما بخوانند
كتكم بزن، دلمو نشكن!
روایتگری 8 سال دفاع مقدس
چهل حدیث در مورد امام حسین علیه السلام
مداحی هایی در مورد شهدا و راهیان و جبهه و دفاع مقدس
دانلود كتابهاي مربوط به جبهه و حماسه
اي ايران ايران ، دور از دامان پاكت چشم دگران.....
خاطره حبیبی از دیدار محرمانه با مرحوم سید احمد خمینی
دانلود فايل صوتي كتاب "دا"
داستانهاي واقعي شهدا
زن فداکار + عكس
شبهات وارد شده در هشت 8سال سیاه ریاست جمهوری قبل
7 عکس از آیت الله خامنه ای برای دسکتاپ (wallpaper)
آموزش مداحی توسط حاج محمود کریمی و حاج مهدی مختاری
شبهه و تاثیر آن در به ثمر نشستن فتنه
نهضت در خواست رساله از رهبر معظم انقلاب
رفتار حیوانی با دختران دانش آموز
با چه كسي ازدواج كنم
دعا برای یافتن همسر مناسب
تا به حال گفتگوی دو تا جنین رو گوش کردین؟
مزار شهدایی که با نیت قربتً الي الله خراب شد!!!!!
زن فداکار + عكس
نظر آیت الله بهجت در باره آیت الله خامنه ای + زندگی نامه آیت الله بهجت + دانلود
اعدام خدا
امام زمان(علیه السلام)؛ متعلّق به همه!
بيست عكس بسيار ديدني
تاثیر شبهه در فتنه
خاطره رهبري از بازگشت امام(ره)
اجازه،من شیمیایی هستم
زنگ تفريح دلمي
الهی فکه را مکه ی من و ...
7 عکس از آیت الله خامنه ای برای دسکتاپ (wallpaper)
آموزش مداحی توسط حاج محمود کریمی و حاج مهدی مختاری

آرشيو پست هاي برتر



اضافه به علاقه مندي ها | ذخيره صفحه|

Powered By blogfa.com Copyright © AUG-2011- by shefaat