بسم الله ...
غربت علی
سخنراني حجت الاسلام هادی حسين پور در سالروز شهادت امير مؤمنان علي عليه السلام)تابستان(1390
تسلیت
عرض میکنم روز شهادت مولای دو عالم آقا امیرالمومنین را به صاحب عزای این
ایام، "بقیة الله آجرک الله"، قربان شال مشکیتان و بعد به همه ی شما
شیعیانش.
امروز
برای امیرالمونین همه ی شیعیان در تمام دنیا گریه می کنند خدا را شکر، این
گریه ارزشمند است ولی دو نوع گریه داریم گریه ی مصیبت و گریه معرفت. آن
گریه ای ارزش والا دارد که از روی معرفت باشد نه یک مصیبت و جزع و فزع
معمولی. خدا می داند یک قطره اشک با معرفت از میلیاردها قطره اشک که با
معرفت نباشد ارزشش بالاتر است.
مثل امروزی در سال چهلم هجری شمشیر بی بصیرتی خوارج فرق امام علی را می شکافد.درد
از این جاست آیا یک کافر، یک بی دین اينكار را كرد؟ نه، یک مسلمان نماز
خوان که البته یکی نبودند نمادش ابن ملجم است، انجامش به دست ابن ملجم است،
بی بصیرتی مسلمان ها تبدیل به شمشیر می شود و فرق علی را می شکافد، به این
می گویند غربت علی، چرا این جوری می شود؟ وقتی ما قرآن را نگاه می کنیم
اولا، تاریخ را نگاه می کنیم ثانیا، می بینیم این قضیه در تاریخ دارد تکرار
می شود. در زمان امیر المومنین فقط نبود قبلش هم بود بعد از امیرالمونین
هم ادامه پیدا کرد و الان هم هست.
اینکه
مردم می آیند ولی الله را یاری بکنند حرکت می کنند اما صبر و تحمل در
ادامه ندارند، صبر بر ولایت کم است، اول کار می آیند به تعبیر امروزی
انقلابی می شوند اما انقلابی باقی نمی مانند. این دردی بوده که درتاریخ
همیشه بوده است. درد امیرالمومنین هم همین بوده و درد پیغمبر هم همینجور و
درد ائمه هم همین جور بوده است.
بعضی
جزئیات را دیگر نمی گویم مراجعه فرمایید بحث دهه دوم محرم فتنه و بصیرت و
بحث فاطمیه که داشتیم جزئیات بیشتر را درآن جا عرض کردیم. چرا این اتفاق می
افتد من از قران شروع می کنم که بدانید صبر و تحمل بر ولایت سخت است. در
بین پیامبران بزرگ خدا ما پنج پیامبر داریم که
اولوالعزمند. یعنی بالاترین پیامبران و صاحبان شریعتند. یکی شان جناب
موسی(ع) است که از پیغمبران بزرگ خداست. در قران حضرت موسی از پیامبرانی
است که کرارا پای ایشان وسط می آید. سوره کهف داستان موسی را بیان کرده
است، در این سوره سه تا داستان مهم داریم، 1-اصحاب کهف.2-ذوالقرنین.3-
جریان موسی و خضر.
حضرت
علامه در الميزان می فرمایند به قدری این سه داستان مهم است که گویی خدا
این سوره را بیان کرده است فقط برای این سه داستان که یکی داستان موسی وخضر
است. موسی با این عظمت، نبی هست، رسول هست، اولواالعزم هست، صاحب شریعت
هست. بعد از آن یک دهه که چوپانی شعیب را می کرد داشت برمی گشت پیغمبر شد،
بعد از پیغمبر شدنش خدا دید هنوز یک چیز دیگر جا دارد که به موسی بدهیم و
آن چیست صبر بر ولایت است. خدا به موسای پیغمبرش هم می خواهد صبر بر ولایت بدهد.
ماجرا
چیست به موسی گفتند تو باید شاگردی خضر را بکنی. موسی نبی است علم نبوی
دارد، خضر ولی است علم ولوی دارد. باید موسی شاگردی خضر را بکند تا صبر و
تحملش بالا برود. جناب موسیاي پیغمبر رفت پیش حضرت خضر زانو زد و گفت آیا
اجازه می دهی من نبی الله شاگرد شما شوم. حضرت خضر چه جواب داد "قَالَ
إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِىَ صَبرا " (سوره كهف: آيه 67) موسی صبر
نداری. حضرت موسی جواب دادند انشاالله خدا به من صبر می دهد. صبر بر ولایت
مطلبی است که خدا باید به موسی عطا کند، موسی بدون صبر بر ولایت کارت لنگ
است. داستان را سریع رد می شوم با هم راه افتادند صحنه ی اول رسیدند به آن
کشتی، حضرت خضر شروع به سوراخ کردن کشتی کرد، موسی پیغمبر اعتراض کرد چرا
کشتی را سوراخ می کنی. خضر گفت نگفتم تو صبر نداری. ولی الله هر کاری می
کند چون و چرا ندارد، او ولی است او یک چیزی می داند که تو نمی دانی، موسی
صبر بکن. می دانید چه چیزی امیرالمومنین را اذیت می کرد؟ نق نق اصحاب علی
را کشت. موسی در کارت نق نق نباشد.
در
صحنه ی دوم یک بچه ای را دیدند به امر خدا خضر بچه را کشت، موسی اعتراض
کرد که چرا بچه را می کشی. خضر گفت نگفتم تو صبر نداری قبول کن مرا ،اعتراض
نباشد. صحنه ی سوم به یک آبادی رسیدند به تعبیر قران طلب طعام کردند آنها
این دو بزرگ الهی را مهمان نکردند، آمدند به یک دیوار تکیه دادند دیدند
دیوار دارد می افتد. خضر گفت موسی پاشو بنائی داریم باید دیوار را درست
کنیم. موسی اعتراض کرد یا دیوار را درست نکنیم یا اگر می خواهیم درست بکنیم
لااقل مزد بگیریم اینها به ما غذا ندادند. آقایان در مسیر ولایت خیلی فرصت
نیست، موسی سه بار بی صبری کرد گفتند تمام. مسیر ولایت شوخی بردار نیست.
موسی البته درسش را گرفت و برمقامش افزوده شد و تمرین بر ولایت را یاد گرفت
بعد هم جناب خضر به موسی عرضه داشت که حکمت این کارها چه بود. کشتی را
سوراخ کردیم تا آن فرد غاصب نگیرد، بچه را کشتیم بعدا خدا بچه ای به این ها
داد که در روایت داریم از نسل آن بچه ی جدید هفتاد پیغمبر در بنی اسرائیل
به دنیا آمدند، دیوار را درست کردیم زیر دیوار گنجی بود باید به صاحبش می
رسید. همه تان این ها را یاد دارید غرض این است صبر بر ولایت، نق نق نکردن،
بعضی ها با ولایت کنار می آیند ولی کلی نق نق می کنند و ولی را اذیت می
کنند. امیرالمومنین همین شب های آخر بود یک لحظه چرتی بر حضرت غالب شد، در
همان چرت اندک پیغمبر را در خواب دید، "اللَّهُمَّ إِنِّي قَدْ
مَلِلْتُهُمْ وَ مَلُّونِي" (بحار الانوار ج34 ص19)
به
پیغمبر گفت یا رسول الله این ها من را خسته کردند، من از دست شان خسته ام،
این ها هم دیگر از دست من خسته اند، نمی توانند دیگر با من بیایند. یا
رسول الله چه کار کنم باز هم مسیر را بروم. پیغمبر فرمود: نه دیگر علی جان
نفرین شان کن". آدم در مسیر ولایت نایستد سزایش نفرین ولی الله است. صبر بر
ولایت سخت است، ولی الله چون قله را می بیند، اهداف ولی الله بزرگ است ولی
الله می خواهد تا قله برود همه حال کوهنوردی ندارند بعضی ها همان کوهپایه
می ایستند، بعضی ها تا دامنه می آیند، همه تا بالا نمی آیند، با ولی الله
بودن کار سختی است. اجازه بدهید ببرمتان در تاریخ اسلام، چند نمونه برایتان
بگویم و یک نمونه ای که چند بار گفته ام ولی عهد کردم که تا وقتی سبزوار
منبر می روم تا وقتی وضع جامعه ی ما این است سالی یک بار بگویم .
چه
کسانی با امیرالمومنین بودند که کم آوردند جناب حسان ابن ثابت در جریان
غدیر بود و حسان کسی است که جریان غدیر را به شعر درآورد، شاعر غدیر حسان
است، اما جریان او را ببینید، حسان جزء ریزش هاست در همان زمان اوائل خلافت
پول بیشتری دادند از شعر هایش برگشت، کسی که روز پیغمبر خدا
دعایش کرد. حتی اگر مشمول دعای پیغمبر هم باشی صبر ولایت نکنی در کنار ولی
الله نمانی آن دعا هم برایت کارساز نیست چون دعای تضمین شده که برایتان
نکردند. یک کتابی است توصیه می کنم جوان ها بخوانند، مخاطب این کتاب جوان
ها هستند کتاب کوچکی است تحت عنوان ریزش ها و رویش ها که آقای محمد باقر
پورامینی نوشته اند. تمام ریزش ها و رویش ها زمان امیرالمومنین در این کتاب
هست. ریزش ها همه بدون یک استثنا کسانی بودند که نتوانستند در کنار
امیرالمومنین صبر کنند، نمونه ی بارز آن ، مثال تکراری که می خواهم عرض
بکنم صحابه بزرگ و نمونه ی پیغمبر جناب زبیر است. زبیر کیست؟
زبیر
صحابه ی نمونه ی پیغمبر بود امروز اگر می بینید بزرگ ها زمین می خورند
تعجب نکنید. انتخابات نزدیک است حواستان را جمع بکنید، ما در این نظام با
کسی جزء ولایت فقیه عهد و پیمانی نداریم چون تاریخ را دیدیم، فقط مسیر
ولایت مسیر بیمه است ما هم در این مسیر هستیم و از خدا هم می خواهيم ما را
تا آخر در مسیر ولایت ثابت قدم نگه بدارد و ما را در مسیر ولایت بمیراند.
زبیر صحابه ی بزرگ پیغمبر است 1- زبیر چهارمین یا پنجمین مسلمان است زمانی
که هیچکسی ایمان نداشت زبیر ایمان داشت، اول خدیجه است دوم علی است چهارم
یا پنجم زبیر است وقتی در مکه پیغمبر را شکنجه می دادند زبیر ایمان آورد.2-
زبیر سابقه ی بت پرستی ندارد 12، 14
یا حداکثر 16 سال داشته است گفته اند مسلمان شده است، خیلی از بزرگان
اسلام 30ساله، 40ساله بودند اسلام آمد، بت پرست بودند بعد برگشتند اما زبیر
سابقه ی بت پرستی ندارد. 3- در بدر بود، در احد بود، در تمام جنگ های
پیغمبر حضور نظامی داشت به تعبیر امروز می گوییم بعضی از رزمنده ها 40روز
جبهه دارند، بعضی ها یک سال دارند زبیر هر هشت سال را داشت. 4- دو بار هجرت
کرد، قران از مهاجرین تعریف می کند مدال قرانی هجرت را دارد بخاطر اسلام
زن و بچه را رها کرد و دو بار هجرت کرد .5- زبیر کسی است که در جنگ احزاب
وقتی پیغمبر فرمود چه کسی حاضر است نیروی اطلاعاتی من بشود برود از دل دشمن
خبر بیاورد چند بار فقط زبیر بلند شد، البته پیغمبر علی را برای عمربن
عبدود نگه داشته بود، غیر از علی فقط زبیر بود، زبیر آن موقع جوان بود و سن
زیادی نداشت.6- پیغمبر فرمود: هر پیغمبری حواریونی دارد حواری من زبیر ابن
عوام است. فامیل پیغمبر هم بود پسر عمه ی پیغمبر و علی(ع) و پسر دائی حضرت
زهراست. ما امروز سادات را در جلساتمان می بینیم با چند دهه واسطه به
پیغمبر می رسند احترام می کنیم زبیر فامیل پیغمبر بود.7- لقب سیف الاسلام
گرفت. دیگر زبیر چه کاره است.
پیغمبر
از دنیا رفت مردم از دین برگشتند و بعد دوباره به دین وارد شدند اما زبیر
مسیرش را از مسیر امیرالمومنین، از مسیر ولی الله جدا نکرد هنوز در مسیر
ولایت است. در ثقیفه زبیر اعتراض کرد، موقعی که آن نانجیب ها، آن خفاش ها
آمدند در خانه ی ولایت ریسمان به گردن ولایت کردند خورشید را می خواستند
کشان کشان ببرند زبیر تنها کسی بود که اعتراض کرد. رو کرد به بنی هاشم، ای
بی عرضه ها شما زنده باشید و علی را این جور ببرند، زبیر را گرفتند و کتک
زدند هنوز در مسیر ایستاده است. در آن 75یا95 روزی که بعد از پیغمبر حضرت
زهرا زنده بود 12 اقدام حضرت زهرا انجام داد یکی یارگیری بود شبانه زهرا
سوار بر مرکب، امیرالمومنین افسار را می گرفت دست حسن و حسین را می گرفت،
نمی خواهم روضه بخوانم . چرا حضرت زهرا سوار بر مرکب، چون حضرت زهرا مجروح
بود نمی توانست راه برود، چرا علی تنها نرفت چون می خواست بگوید اگر از من
بغض و کینه دارید زهرا که کاری نکرده است. چرا دست حسن و حسین را گرفت؟
یادتان است که این بچه ها جاشان روی دوش پیغمبر بود. علی در می زد، زهرا
صحبت می کرد ای مردم چرا با شوهر من،غریب من بیعت نمی کنید. زهرا از پیغمبر
شنیده بود که علی جان اگر 20(بعضی از روایات گفته اند40) یار داشتی قیام
بکن، ای مردم باورتان می شود علی 20یار نداشت. آقای علم الهدی نقل می کرد
اوائل انقلاب دیداری با امام داشتیم پشت در بسیجی ها آمده بودند که امام را
ببینند، امام ملاقات را قطع کردند گفتند بروم به این ابراز احساسات بسیجی
ها جواب بدهم بعد امام این جمله را می گوید که اگر این بسیجی ها زمان
امیرالمومنین بودند این بلا به سر علی نمی آمد.
زهرا
مرضیه دعوت کرد که بیایید با علی بیعت کنید که حتی عده ای در را باز
نکردند، عده ای در را باز کردند گفتند دیر آمده ای با کسی دیگر بیعت کردیم،
عده ای هم در را باز کردند گفتند باشد یاری می کنیم. امیرالمونیین گفت "هر
کس می خواهد مرا یاری کند فلان منطقه ی مدینه جمع شوند، سر بتراشند ببینم
چند نفر هستند"، وقتی حضرت علی آمدند دیدیند فقط 4نفر سرتراشیده سر قرار
آمدند که چهارمی شان همین زبیر بود. 8- خلیفه ی دوم داشت از دنیا می رفت
شورای شش نفره معلوم کرد که شش نفر بیایند خليفه سوم را انتخاب بکنند، بدعت
پشت سر بدعت، خلیفه ی اول که زورکی آمد، خلیفه ی دوم را خودش جانشين معلوم
کرد، خلیفه ی سوم را هم شورا معلوم کرد بدعت پشت سر بدعت.
وقتی
ولی معصوم سرکار نباشد این بدعت ها پشت سرهم می آید. حضرت زهرا مرضیه وقتی
خانم ها به عیادتش آمدند فرمود بروید دیگر کار از کار گذشت شتری آبستن شد و
این شتر بچه اش به دنیا می آید و تاریخ را به فساد می کشد. خلیفه ی دوم
شورای شش نفره تشکیل داد تا خلیفه ی سوم را تعیین کنند. این شش نفر چه
کسانی بودند عثمان در بین شان بود، امیرالمومنین هم بود، زبير هم بود، طلحه
هم بود، عبد الرحمان عوف هم بود، سعد ابی وقاص هم بود. در این شورا عثمان
4تا رای آورد، امیرالمومنین هم2تا رای آورد. دو رای امیرالمومنین مال چه
کسی بود یکی را خودش به خودش رای داده بود، دوم را زبیر رای داد، تنها کسی
که در آن شورا به علی رای داد فقط زبیر بود. خلیفه ی سوم مدتی خلافت کرد
روز قتل عثمان که رسید، عثمان را کشتند مردم در خانه علی ریختند. سر دسته ی
مردم چه کسانی بودند؟ طلحه و زبیر بودند. مردم را آورند در خانه علی، چه
هجوم جمعیتی که خود حضرت در نهج البلاغه می فرماید اینقدر مردم جمع شدند که
کتف لباس هایم پاره شد، اگر دیر جنبیده بودم حسن و حسین زیر دست و پا له
شده بودند. سوال حسن و حسین چند سالشان بود؟
نزدیک
سی سالشان بود، دو تا جوان رشید زیر جمعیت می خواهند له شوند یعنی اینکه
جمعیت خیلی زیاد بود. همین ها که آمدند بیعت کنند علی(ع) اول قبول نکرد می
دانست ایام ایام فتنه است. می دانست فردا می آیند خون عثمان را از او طلب
می کنند، امیرالمومنین اول قبول نکردند مردم زیاد التماس کردند
امیرالمومنین فرمودند بدانید اگر دعوت شما را اجابت بکنم خلافت شما را
بپذیرم به سبک خودم عمل می کنم. سبک علی چیست؟ فردایش هم در مسجد گفت تا
کسی نگوید من نشنیده ام. فرمود بیت المال به طور مساوی تقسیم می شود، هر کس
در ایام بذل و بخشش عثمان، پول از بیت المال برداشته است ولو مهریه و
کابینه خانمش کرده باشد همه را تا ریال آخر برمی گردانم. بلافاصله عده ای
همان فردایش جلسه گرفتند، چه کسانی بودند؟ طلحه بود، زبیر بود، ولید بن
عقبه بود. همین بزرگان قوم ولید بن عقبه را خدمت علی فرستاند، همین های که
به خیال خام خودشان علی را سر کار آوردند، می دانی میانه مان
با تو چگونه است؟ ما هر کداممان در خانه مان یک کشته از تو داریم، خیلی
بغض علی را داشتند. در جریان مناظره بين امام مجتبي و معاويه، امام حسن رو
کرد به ولید بن عقبه و فرمود تو ای ولید بن عقبه معلوم است تو با پدر من
علی دشمن هستی، جلسه از این قرار بود عمروعاص به معاویه در زمان امام حسن
گفت که "حسن مجتبی را بیاور به سیره علی دارد عمل می کند" عین تعبیر آن
ملعون عمروعاص این است که "حسن پایش را در کفش پدرش کرده است و مردم دورش
جمع شده اند. یک مناظره بگیر ما چند نفریم و او غریب است و ما پیروز می
شویم.
جلسه
ای می گیریم هم خودش را سب می کنیم هم پدرش علی را تا مردم از دورش
پراکنده شوند".معاویه گفت "من می ترسم من هر موقع با این خاندان درافتادم
پشیمان شدم اگر او بیاید قلاده ای بگردن تان می کند که عارش تا قیامت
برایتان بماند این حسن است، این پسر فاطمه است". حضرت را آوردند و بیچاره
شان هم کرد من جمله گفت "ولید بن عقبه تو معلوم است با پدر من دشمنی، چرا؟
یادت است شراب خورده بودی پدرم 80ضربه شلاقت زد، یادت است پدرم فامیلت را
کشت". وقتی حضرت علی گفت روش من مساوات است جلسه ای گرفتند و ولید را به
سوی حضرت علی می فرستادند که ما به دو شرط با تو بیعت می کنیم، 1- قاتل
عثمان را به ما تحویل بدهی 2- هر چیز تا به حال از بیت المال گرفتیم این ها
را از ما نگیر و من بعد به روش خودت عمل کن. حضرت علی فرمود اگر قاتل
عثمان را گیر بیاورم که می دانم چه کارش کنم، که قاتل عثمان همین ها بودند،
و بیت المال را تا ریال آخرش برمیگردانم. از همین جا بود که اینها توطئه
را شروع کردند. زبیر با این عظمت، با این سابقه ی ولایی، زبیر عاشق ولایت
بود، زبیر چرا برگشت؟ صبر بر ولایت سخت است به جای می رسد که امیرالمومنین
عدالت می خواهد بورزد سخت و گران تمام می شود.
قبلا
آمار اموال زبیر را نقل کرده ام یک گوشه ی اندکش را برایتان بگویم که این
اموال چه بود . چه طور زبیر را زمین گیر کرد. علامه ی امینی در جلد8 الغدیر
این را آورده است مهمترین کتاب اهل سنت که صحیح بخاری است در جلد5این را
آورده است، زبیر 4تا زن داشت، آدم وقتی می میرد آگر بچه داشته باشد سهم ارث
زنش یک هشتم است، این یک هشتم باید بین 4نفر تقسیم شود یعنی سهم هر خانم
یک سی و دوم می شود، وقتی سهم خانم ها را دادند سهم هر خانم یک میلیون و
دویست هزار سکه ی طلا بود. زبیر 11خانه در مدینه به جا گذاشت، 2خانه در
بصره، 1خانه در کوفه، یک خانه در مصر. مسعودی در مروج الذهب می نویسد
100سال،200سال بعد خانه های زبیر پابرجا بود مردم به تماشا می رفتند.
معلوم
است که کاخ بوده است وگرنه خانه ی معمولی را مردم برای تماشا نمی روند.
چرا علی را کشتند مگر علی چه کرده بود، چه قشنگ گفت "عدالت علی، علی را به
شهادت رساند". همین های که بعد از مرگ عثمان آمدند گفتند علی!
بی عدالتی ها ما را کشته است، علی عدالت تو را می خواهم همین ها نتوانستند
چرا؟ چون عدالت اجتماعی علی را تحمل کردن سخت است. خیلی ها از دور علی
رفتند، بعضی ها کم آوردند. ابن عباس شاگرد تفسیر علی که هر چه دارد از علي
است و شیعه و سنی قبولش دارد، ابن عباس یک روز آمد پیش حضرت علی گفت یا علی
روش شما گویا اشتباه است، دو دل شد. امروز ما می بینیم کسانی نسبت به ولی
فقیه دو دل می شوند، راه می خواهی نشان ولی فقیه بدهی؟ می آید به من می
گوید آقا در انتخابات اشتباه نکرد؟!
چشمم روشن، روزی که راه روشن است همه راه را بلدیم ما آقا را می خواهیم
برای روزی که راه روشن نیست و تردید داریم آن روز آقا شاخص ما باشد. ابن
عباس می آید به علی می گوید "یا علی به نظر من داری اشتباه می کنی"،
"اشتباهم چیست ابن عباس؟".
"تو
هم مثل معاویه باش، یک چند روزی با این ها سر بکن، معاویه را نگهش دار،
یارانت را با پول نگهشان دار"، روش سیاستمداران امروز. مردم فریب نخورید
چهار روز دیگر انتخابات می آید، فریب هر حرفی را نخورید، این سیاست بی پدر و
مادر اقتضاء می کند بیایند دورغ بگویند، هر حربه ای را بکار ببرند. گفتند
علی تو روش معاویه را عمل بکن دو سه روز اینها را نگه دار قوی شدی همه ی
این ها را از بین ببر. امیرالمومنین منبر رفت گفت "به خدا قسم اجازه نمی
دهم دو روز معاویه سر کار باشد". گفتند معاویه از تو زرنگ تر است،
امیرالمومنین فرمود "ولله معاویه از من زرنگ تر نیست معاویه اهل نیرنگ است
اگر من بخواهم این کارها را بکنم از معاویه بیش تر بلدم اما من علی اهل
نیرنگ نیستم". و این مسیر سلامت و پاکی را همه نمی توانند بیایند. روزی علی
دید یاران بدجور ریزش می کنند جمع ما مزین است به خانواده شهدا، جانبازان،
آزاده ها من نمی خواهم جسارت بکنم اگر امروز می بینی رزمنده از مسیر
برگشته، جانباز برگشته، آزاده ای که چند سال در اسارت اذیت شده است برگشته
است تعجب نکن، مسیر ولایت سخت است در آن زمان هم خیلی از رزمنده ها
برگشتند، خدا رحمت کند شهید باکری را که می گفت دعا کنید در جبهه ها شهید
شویم یک روزی سفره ی جنگ جمع می شود وقتی برگردیم این مال دنیاست که منتظر
ماست.
یک
روز سبقت سر میدان مین بود امروز بعضی از انقلابی ها ما میزبان شده اند به
میز می خواهند بچسبند. همه ی بسیجی ها را می گویم، همه ی رزمنده ها را می
گویم، همه ی آخوندها را می گویم، نفس خبیث خودم را می گویم گرد تجمل بدجوری
روی مان نشسته است، شهید باکر ی گفت اگر که شهید شدیم که شدیم وگرنه عده ی
کمی براه ولایت می مانند آنها هم آنقدر مردم اذیت شان می کنند که آرزو می
کند الهی بمیرم و این صحنه ها را نبینم.
الهی
بمیرم که نبینم ولی من مقام معظم رهبری گریه بکند بعد از آن فتنه خطاب به
امام زمان بگوید "امام زمان این جان ناقابل ما تقدیم شما"، این یعنی آقا
اذيت شده، کسی که آن روز را دیده است سخت است که این روز را ببیند. عده ی
زیادی هم جذب این مال دنیا می شوند. امیرالمومنین رو کردند به مالک اشتر و
فرمودند "ای مالک چه شده است که مردم مرا رها می کنند؟" مالک گفت "روش شما
این است". اصلا به خودش اجازه نداد که نصیحت کنند وراه نشان بدهد اما آنچه
را مي ديد گفت: علی شما سرکیسه را سفت چسبیده ای، معاویه سر کیسه را شل
کرده، معاویه به مردم پول می دهد شما نمی دهی، مردم
هم که دنبال دنیا هستند به جای جایش برسد دنیا را به حق ترجیح می دهند.
چرا علی امروز تنها می شود چون مردم تاب تحمل عدالت علی را نداشتند عدالت
علی تحملش سخت است زبیر هم نمی تواند با علی همراهی کند، طلحه هم نمی
تواند. یک چند نفری مثل مالک و مقداد و عمار و سلمان این ها چند نفرند؟
امروز
اگر بر علی گریه می کنید گریه معرفت باشد. امسال این نیمه ی شعبان که گذشت
1172سال غیبت حضرت مهدی است!1172سال است که گرد غربت و غیبت بر چهره ی
مهدی زهرا نشسته است، چرا آقا ظهور نمی کند؟ تجربه ی 11امام قبل. مردم تاب
تحمل عدالت مهدی را ندارند، مردم آماده شوید، اگر امروز بر علی گریه می
کنید یک گریه برخودمان باشد. زندگی مان را عوض بکنیم تا آقا بیایند. آیت
الله شیخ علی اکبر نهاوندی در العبقري الحسان نوشته است که مرحوم آیت الله
بهبهانی در عراق پیشنماز بود مرجع تقلید بود. یک روز بعد از نماز چند دقیقه
ای برای مردم حدیث خواند حدیثی که جناب قطب راوندی در کتاب الخرائج آورده
است، مضمون روایت این است که ای مردم می دانید چرا امام زمان ظهور نمی کند
چون مردم تاب تحمل عدالت مهدی را ندارند این حدیث را برای مردم خواند.
یک
مطلب داخل پرانتز بگویم امام صادق به مفضل گفت می دانی اگر مهدی بیاید
عدالتش عدالت علی است، مردم نمی توانند تحمل بکنند. نه این که گیر در عدالت
است، گیر در مردم است که نمی توانند عدالت را تحمل کنند وقتی آقا ظهور می
کنند روایت است آن 313 نفر که اعضای اصلی یارانند دور آقا جمع می شوند آقا
یک بار یک نامه ای در می آورد به این ها نشان می دهد می گوید "اگر می
خواهید با من بیعت کنید قانون من این است". روایت است که از 313نفر 12 نفر
درجا قبول می کنند باقی شان یک لحظه مردد می شوند که آیا می توانیم این را
تحمل کنیم. نمی خواهم بترسانمتان که چیز سختی است ما نمی توانیم نه، عرضم
این است آلودگی به دنیا کار را سخت می کند والا حرف امام زمان حرف علی است،
حرف علی هم حرف قرآن است یعنی هر چیزی سرجای خودش. وقتی که آقای بهبهانی
این روایت را خواندند دید بین مردم همهمه است مردم دارند ناراحت می شوند
زود جلسه را تمام کرد و به منزلش رفت.
دید
درب منزل دارند در می زنند در را باز کرد دید سجاده بردار مسجد است سجاده
را پرت کرد داخل حیاط، گفت "تو میترسی امام زمان بیاید مرجعیتت به هم بخورد
میگویی ما آماده گی نداریم، ما مردم، ما شیعیان، ما ندبه خوان ها، ما گریه
کن ها، ما عاشقان مهدی، به ما توهین می کنی، هر چه نماز پشت تو خواندیم
باید قضا بکنیم "دیگر مسجد نیا، گفتم باشد. شب خوابیدم دیدیم سحر نشده
شتابان در می زنند گفتم خدایا الان من را می کشند در را باز کردم دیدم همان
سجاده بردار است اما این بار دارد گریه می کند گفت "آقا من را ببخشید دیشب
که خوابیدم خواب دیدم ایام ظهور شده است امام زمان دنبال من فرستادند
گفتند فلانی تو که یک عمر یابن الحسن یابن الحسن می کنی بسم الله من یار می
خواهم بیا.
گفتم
چشم شمشیرم را برداشتم که آقا گفت یکی دوتا کار در زندگیت است که باید
انجام بدهی، گفتم چیه؟ آقا گفت خانه ی که در آن زندگی میکنی این خانه را از
فلان آقا خریدی مال خودش نبوده به صاحبش برگردان یکمی مِن مِن کردم گفتم
چشم آقا، فلان اموال زندگیت هم از خودت نيست به صاحبش برگردان بعد به زندگی
خانوادگیم رسید خانومی که باهاش ازدواج کردی این خواهرت است از یک مادر
شیر خورده اید این هم بدون طلاق از هم جدایید، چندتا از این دستورات داد چون تحملش برایم سخت بود گفتم از کجا معلوم اصلا تو امام زمانی، از خواب بیدار شدم".
مردم
عزيز خودتان را به دو روش محک بزنید، یک راهش این است اگر می خواهی ببینی
در چه وضعی هستی سوالی دارم مگر مجلس عزای علی نیست؟ مگر امام زمان به این
مجالس نظارت ندارد؟ نمی دانم این جمع قابل هست من که این جمع را قابل می
دانم چون امروز دارد از ولایت دفاع می شود به خدا قسم، به خود علی قسم
بالاترین منبر در امروز جامعه ی ما، یکی از بالاترین منبرها از لحاظ ارزش
منبری است که غربت از ولایت بزداید. سوالم این است اگر همین الان امام زمان
وارد جلسه شود بگوید فلانی می خواهم الان وارد زندگیت شوم چه می گویی؟ من
طلبه، شمای بسیجی، شمای رزمنده جوابمان چیست؟ حلال و حرام زندگيت درست است؟
تابلو خانه، نواري كه گوش مي دهيد.... امروز امام زمان نمی آید چون آماده
نیستیم.
محک
دوم این است که ببین امروز در مسیر ولایت فقیه چطوری هستی. ما یک ملاک
بیشتر نداريم و آن هم ولی فقیه است. کسی که امروز تاب تحمل دستورات ولی
فقیه را نداشته باشد تاب تحمل دستور امام زمان را هم ندارد. مردم معادله را
برعکس می دانند می گویند این ولی فقیه است امام زمان که بیاید حتما اطاعت
می کنیم. يك سوال: عدالت ولی فقیه بیشتر است یا عدالت امام زمان؟ عدالت
امام زمان بیشتر است پس تحمل مهدی هم سخت تر است. کسی که بخواهد در دریا
شنا کند دریا موج دارد سنگین است امروز باید در استخر شنا کند. مبادا ما
جزء آن دسته های باشیم که امام راحل بارها پیش بینی کردند که عده ای می
مانند، عده ای می لنگند. بعضي از همان اول کم آوردند. وقتی خبرگان قانون
اساسی را داشتند می نوشتند به اصل ولایت فقیه که رسیدند می خواستند بهم
بزنند. آمدند پیش امام، امام راحل فرمود "اگر در مقابل ولایت فقیه و نوشتنش
در قانون اساسی بایستید من پیرمرد با همین مشت توی دهنتان می زنم".
به
شما توصیه کردند که پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد،
کور که نیستیم داریم می بینیم ، تونس را ببنید، مصر را ببینید، عربستان را
ببینید، یمن را ببیند، افغانستان را ببینید، عراق را ببینید این ها همه سر
چه چیزی می لنگند، چون ولی فقیه ندارند. نعمت بزرگ ولایت را قدر بدانید
مسیرتان از مسیر ولایت جدا نشود. در این 32سال انقلاب بیشترین هجمه ها برای
حذف ولایت فقیه بوده است. من نمی گویم که ولی فقیه معصوم است اما در عصر
غیبت بهتر از ولی فقیه کسی را نداریم. در این مسیر بمانید، بزرگان گفتند
بمانید، قران می گوید بمانید، روایت می گوید بمانید. خدا رحمت کند عارف
بزرگ آیت الله سید رضا بهاالدینی سال 64این را گفت، 4سال دیگر از عمر امام
باقی مانده بود، مملکت قائم مقام داشت کتاب ولایت فقیه نوشتند در مقابل ولی
فقیه ایستادند امان از بی بصیرتی.
آن
چیز که ما را می کشد بی بصیرتی است. درد امیر المومنین این بود که یارانش
بصیرت نداشتند. در سال 88و 89 مقام معظم رهبری در صحبت هایشان 17396
بارکلمه ی بصیرت را بکار برده اند. آیت الله بهاالدینی سال64فرمود این آقا
سید علی رهبر آینده است همه باورشان نمی شد، این رئیس جمهور، همین که
نماینده ی مجلس است، همین سید مظلوم. گفتند مملکت قائم مقام دارد فرمودند
آنچه که ما می بینیم این نیست، کس دیگری است. بعد آقای بهاالدینی این را
فرمودند آخر تعیین ولی فقیه با مردم نیست کسی دیگری تعیین می کند و ما با
علمی که داریم می بینیم تعیینش با این ها نیست. آن روز ایشان پیش بینی کرد
به خواصش فرمودند که یک روز این آسید علی رهبر می شود آن روز این آقا را
تنها نگذارید.
مرحوم
آیت الله بهجت سفرهای قبلی که آقا قم آمده بودند، آقای بهجت مقداری راه را
پیاده و پابرهنه آمدند.به ايشان گفتند شما خانه بمانید از شما توقع نیست
مقام معظم رهبری می آیند دیدن شما، فرمودند اگر بدانید این آقا چه شخصیتی
است همه تان مثل من پای پياده به دیدینش می روید. ما امروز یک ملاک بیشتر
نداریم شما بنده را می شناسید اندیشه سیاسی داریم اما در سیاست بازی وارد
نشده ایم و به فضل پروردگار وارد نخواهیم شد. اما این یحث سیاسی باز ی نیست
ملاک دینی ماست. ما فقط در این نظام طرفدار کسی هستیم که او طرفدار ولی
فقیه باشد. نه یک ذره از ولایت عقب تر و نه یک ذره از ولایت جلوتر. تاریخ
را دیدیم کسی که از علی جلو رفت زمین خورد، کسی که از علی عقب ماند زمین
خورد فقط یارانی که با علی بودند موفق شدند. ما در این نظام با کسی عهد
اخوت نبسته ایم. کسی را بخاطر ولی فقیه بالا بیاوریم ولی فقیه اشاره بکند
پایينش می آوریم. البته دوستان کاسه ی داغ تر از آش نباشید بعضی ها باز از
ولی فقیه جلو می افتند. هر چی ولی فقیه بگوید، هر مقدار که آقا مدارا کند
ما هم مدارا می کنیم.
بحث
دیگر در باب ولایت فقیه جریان انحرافی است. همین جریان انحرافی زمان
امیرالمومنین باعث شد علی ضربت بخورد. خوارج جريان انحرافي و زاويه دار با
ولايت بود. ما نباید بگذاریم جریان انحرافی دوباره تکرار شود ضربت بر فرق
ولی زمان بخورد. اندیشه ی اینها چیست؟ در این چند سال انقلاب عده ای از
انقلاب سهم خواهی کردند مثل زبیر بودند، مال شان زمین شان زد، فرزندانشان
زمین شان زد درمقابل ولایت ایستادند. امروز انحراف جدید که مقام معظم رهبری
فرمودند فتنه ی جدیدتری در راه است این فتنه ی بی بصیرتی است که از جهل
مردم می خواهند استفاده کنند با نام امام زمان می خواهند ولی فقیه را دور
بزنند، اندیشه شان این ها این است. بگویند ما با امام زمان در ارتباطیم و
وقتی با امام زمان ارتباطیم نیازی به ولی فقیه نداریم. غلط کردند. نمی
خواهم بترسانمتان اینها هیچ غلطی نمی توانند بکنند به فضل پروردگار در 32 سال انقلاب دیدیم هر کسی در مقابل قطار ولایت فقیه ایستاد خودش بیچاره شد این قطار از ریل بیرون نخواهد رفت.
چون
این مملکت صاحب دارد، تک تک قطرات خون شهدا این نظام را بیمه کرده است اما
سخن من به این ها این است " ای مگس عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست
عِرض خود می بری و زحمت ما می داری" . حواستان جمع باشد یک مسیر بیشتر
نداریم مسیر ولایت است. ای مردم نترسید این شایعه ی دشمن است که امروز در
زبان شما ناخواسته دارد می چرخد که مردم از نظام برگشتند، مردم از نظام
برنگشتند ریزش داشتیم اما به تعبیر آقا دوبرابر رویش داریم. امام راحل
فرمود ملت ما از ملت زمان پیغمبر بالاترند، از ملت زمان علی بالاترند این
مردم اگر در زمان علی می بودند علی تنها نمی ماند، این ملت اگر در کربلا
بودند امام حسین شهید نمی شد. این ملت اگر در مدینه بودند تابوت امام حسن
مجتبی تیر باران نمی شد. ولیّ معصوم ندیده اند. خدا
دو تا ولی فقیه بهشان داده است یکی آقا سید روح الله یکی آقا سید علی،
ببینید چطور مثل پروانه دارند دورش می چرخند، این ها در مقابل ولی فقیه این
جوری هستند در مقابل یک شمع این جوری هستند در مقابل خورشید ولایت چگونه
خواهند بود.
یا بقیه الله اینها منتظر تو هستند. این روحیه ی بسیجی که شما دارید شما را در مسیر ولایت نگه می دارد انشاالله.
علاقمندان می توانند جهت تهیه لوح فشرده سخنرانی حجت الاسلام حسین پور با واحد فرهنگی مسجد شهید توسلی تماس حاصل نمایند(0571224445)
به اشتراک گذاری: