تبليغاتX
  .:: شفاعت ::. - شهدا


صفحه اصلی

ايميل

عزيز دل من

مشخصات

کاربر مهمان، خوش آمديد!

بسم الله ...

 
عزیز دل
صفحه نخست
گوگل پلاس
فيس بوك
عناوین مطالب وبلاگ
موضوعات
پیامبرصل الله علیه وآله وسلم
حضرت علی علیه السلام
حضرت زهرا سلام الله علیها
امام حسن مجتبی علیه السلام
امام حسین علیه السلام
حضرت زینب سلام الله علیها
حضرت عباس علیه السلام
حضرت علی اکبر علیه السلام
حضرت رقیه سلام الله علیها
امام سجاد علیه السلام
امام محمد باقر علیه السلام
امام جعفر صادق علیه السلام
امام موسی کاظم علیه السلام
امام رضا علیه السلام
حضرت معصومه سلام الله علیها
امام جواد الائمه علیه السلام
امام هادی علیه السلام
امام حسن عسکری علیه السلام
امام زمان علیه السلام
حضرت ام البنین سلام الله علیها
بقیع
آموزش مداحی
ماه مبارک رمضان
اشعار مذهبی و متفرقه
رهبری و ولایت فقیه
ادعیه و زیارات
مسلم بن عقیل
عيد غدير
اشعار محرم- شعر محرم
اربعین حسینی
فتنه و بصيرت(از صدر اسلام تا كنون)
کدآهنگ کدنوحه کد مداحی برای وبلاگ
پخش زنده ومستقیم از کربلا و مشهد و نجف
حجاب ،اسلام، آزادي، پاسخ شبهات
مراسمات کربلایی روح الله غیاثی
آرشیو تصاویر متحرک گيف gif
اهل بیت علیهم السلام
دعوت نامه پرشین گیگ
نوشته ها و درونیات من
کلیپ های موبایل مبارز
خانواده و سلامتی
مناسبتهای ویژه
پاسخ به شبهات
دانلود نرم افزار
کودک و نوجوان
گنجینه تصاویر
گنجینه صوتی
داستان ارمیا
دانلود فيلم
ورزش - نقد
قرآن کریم
زناشويي
مهدویت
کتابخانه
متفرقه
شهدا
موبایل
آموزش
دانلود سریال مختارنامه
برچسب‌ها
بحرين (2)
امام حسين (2)
كربلا (2)
حرم امام حسين (2)
‌دلنوشته (2)
عشق (2)
شهید (1)
دانشمند (1)
سه ساله (1)
شهدا (1)
انتخابات (1)
بچه ها (1)
ترور (1)
شهيد (1)
بقيع (1)
شهید آوینی (1)
راه شهدا (1)
امام رضا عليه السلام (1)
آيت الله بهجت (1)
حسين عليه السلام (1)

آرشیو ماهانه
اسفند 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
ادامه ی آرشیو ماهانه

لينک دوستان

پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری
پايگاه اطلاع رساني رياست جمهوري ايران
دولت ما
خيمه
حسين مداحي
حاج محمود كريمي
حاج محمد صميمي
هيئت ثارالله - مسجد الهادي
كارگاه تخصصي غدير پژوهي
سايت جامع فرهنگي مذهبي شهيد آويني
ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است
پایگاه آموزشی خبری آی تی گل نرگس
جامانده ازقافله حاج احمدوحاج حسین
پايگاه اطلاع رساني شعر آييني
خانه فرهنگ دانشجو سبزوار
پايگاه اطلاع رساني مدايح دفتر هلال
روضه(سبکی نودرطراحی مذهبی)
حجت الاسلام والمسلمین علیرضاپناهیان
ليلي شلمچه مجنون فكه مبهوت شرهاني
سبكبالان سايت تخصصي دفاع مقدس
مرکز بررسی جرائم سازمان یافته
مركز خدماتي اطلاعاتي جس جو
تعليمات اسلامي واشنگتن
دارالقرآن كريم (خانه قرآن)
خبر گزاري قرآني ايران
سايت قرآني المبين
پلاك - شهادت
كتابخانه طهور
سمت خدا
:::::وبلاگ من در مهدی بلاگ:::::
كانون فرهنگي رهپويان وصال شيراز
سايت خبري تحليلي سلام سبزوار
سیره ی اهل البیت علیهم السلام
گاهی دلم برای خودم تنگ میشود
منتخب تصاویر گرافیکی مسلمانان
هیئت مکتب الزهرا علیها سلام
دل نوشته های دو دختر شهید
روایتهای فابریک جنگ(دلبریان)
بزرگترین منبع اشعار مذهبی
سایت برای آپلود مستقیم
ظهور بسیار نزدیک است
سید محمد رضا شرافت
معرفی شعرای ایرانی
پخش زنده ي تلويزيون
میثاق(راویان جوان)
استخاره با قرآن
پلاک ، شهادت
ديكتاتور مهربان
ولايت علوي 12
پرسه در خیال
بايد كاري كرد
منتظران یاس
اشک مشک
هنوز زنده ام
اشک غزل
آیات غمزه
کاروان دل
مطهرون
دو كوهه
ق ادبی
فطرس
ذاکرین
كاسه
دوئل
طيور
ترانه
سید
قرآن
منجی
هبوط
مهاجر
مسافر
نی قلم
سر عشق
طوبی محبت
عشق دوازدهم
حی علی العشق
من الغریب الی الحبیب
امام عصر.عج. و شهدا
دلنوشته دختر یک شهید
امام حسین علیه السلام
ارتباط معنوی با امام زمان عج
امام حسن مجتبی علیه السلام
جلسه مذهبی محبین الصادق(ع)
دست نوشته ی یک نسل سومی
هيات ثارلله سبزوارمرتضي واعظي
سنگر انفرادی یه بچه حزب اللهی
بســم رب الشهـــــداوالصدیقین
بهار فرهنگی کی خواهد آمد؟
سوالاتی که مرا شیعه کرد
جمعه های سوت و کور
راهي به سوي آسمان
کاري کنيم براي ظهور
دو قدم مانده به صبح
خورشید آل یاسین
در فراق بقیه االله
خوشه ای از ملکوت
سفیران عشق
صدای سکوت
انتظار منتظر
انتظار زمین
انتظار فرج
حس غریب
کلید بهشت
تسنیم انتظار
عاشقان مهدی
خدایا من تو را دارم
راه شهدا ادامه دارد
امام علی علیه السلام
خادم ملت,عاشق ولایت
اشعار مذهبی عاشورایی
عروسک خیمه شب بازی
منتظران رویت خورشید
شهدا شرمنده ایم
کانون منادیان ظهور
نسل افتخار آفرین
در نواحی نوحه
مردان بي ادعا
شعرو شاعری
هفت آسمان
بسوی ظهور
بوی نرگس
استا ذنا
بیداریه
زائر صفا
طواف یار
دل نوشته
پاک مردان
یاس یادها
حیاط خلوت
دستهای خالی
آموزش انگلیسی
مردمک های منتظر
مداح احمد صدرایی
علم در نهج البلاغه
خرید کارت شارز ایرانسل
رقیه جان(سلام الله علیها)
من پی رد نگاه شهدا میگردم
دلنوشته های از حضور تا ظهور
شاهزاده علي اكبر عليه السلام
شهدا را به خاک نه به یاد بسپاریم
رواق منظر چشم من آشیانه توست
یادداشتهای آقای محمدرضاغلامی
فقط ايران،فقط سيدعلي خامنه اي
موج سوم (ارتباطات و رسانه ها)
امام حسن مجتبي عليه السلام
برگ نویس های روزهای پاییزیم
کریم اهل بیت...شهید کوچه
گروهان سایبری بسیج ایران
دل نوشته های یک دانشجو
غریب ترین فرد عالم بشریت
هواداران مداح احمدصدرایی
دانش آموزان پیرو خط ولایت
تا تشکیل دولت اسلامی
مداحی(مسعود مهرجو)
جامانده از كاروان شهدا
وعده دیدار نزدیک است
امام علی عليه السلام
در آغوش خدا (دلداده)
خدا هم عاشق است
رز راستين ::محمد::
صدای سخن عشق
jتوانا رسانه نوين
نامه هایی به خدا
پیروان ولایت فقیه
لبخند های خاکی
مشترک مورد نظر
دلتنگی(دلنوشته)
ديانت و سياست
هادی اصفهانی
قرآن کتاب جاوید
یک قدم تا ظهور
هيئت آل ياسين
نگار خانه ايرانيان
خدايا حلالم كن
يا فاطمه الزهرا
در تمناي وصال
گنجينه معرفت
به نام آفریدگار
بانوی بی حرم
شهید نمره20
سكوت آسمان
جاده.باران.خدا
تکاپوی عشق
لاله هاي زهرا
ستاره سهیل
مهدی موعود
مجنون كربلا
عدل بی ریا
قلم(شیراز)
بانک اشعار
وب نوشت
پر از آفاق
گوهرکمال
فرزند شهید
یه بنده خدا
سبحان تفت
حدیث دلتنگی
نسیم شهادت
قلم دانش آموز
عطر گل نرگس
ضریح عاشقی
پرستوي مهاجر
ملكوت عشق
مهدی موعود
آشنای غریب
منتظر ظهور
شوشتر نگار
سرخ و سبز
لحظه دیدار
بصیرت 110
به دنبال دل
ره پويان ولايت
عشق خاکی
برترين حجاب
به ياد شهدا
پروازي دوباره
بشير صبح
بیسیم چی
انصارالائمه
سرفرازان
با افلاکیان
فطرس دل
باران جواني
راه روشن
سکوت دل
دنیای زیبا
عمار نامه
مهدي آقا
یاس کبود
دل باراني
فطرسيان
بوی یاس
یا شهید
اخراجی
نیستان
پرواز
متين
شهدا
يادمان
وصال
نگاه نو
كشكول
بابلی
بنیان
ترخون
روضه
راهی
مرتیا
تبيين
راحیل
الرعد
تبريز
ديكشنري آنلاين
عماريون


بنر ما



امكانات

الهي انت كما احب فاجعلني كما تحب ...

بسم الله ...

من باید رای بدهم؛ بخاطر:
اعتقاداتم،
وطنم،
شهدا،
فرزندانم،
فلسطین،
بحرین،
...
من دلایل زیادی برای رای دادن دارم....

** آقاي محسني : من به كانون قدرت و ثروت راي نميدهم  ......... عملكرد ايشان هيچ گاه از ذهنم دور نميشود ايشان نميتوانند مردم ضعيف را درك كنند . نه كه نخواهند ، نه نميتوانند ...

آقاي بروغني عزيز  انتخاب معجزه وار دور قبل به نظر من تكرار نخواهد شد ...

آقاي محبي عزيز تئوريسني قوي ، اميدوارم در انتخاب راه اشتباه نكرده باشند ... اما براي قرار گرفتن در كنار آقاي بزرگيان به نظر بنده كمي بايد دقت نظر بيشتري ميكردند ... البته من از بده بستان هاي سياسي زياد سر در نمي آورم

آقاي اميني عزيز خدمت كردن در اين مقام و پست با تعاريفي كه ما از خانه ي ملت شنيده ايم گويا نياز به برشي آنچناني دارد شما بايد از لايه  محجوب و دوست داشتني تان خارج شويد خوي و خصلت افتادگي و محجوب بودن در مجلس به كارتان نخواهد آمد ... اميدوارم از مكاني كه ميخواهيد برويد و اصلي ترين وظيفه تان اطلاعات كاملي داشته باشيد

آقاي داورزني شناختي هنوز ندارم ولي بدنبال فرصتي هستم براي ديداري با ايشان و حلقه ي اطرافشان...

اقاي سبحاني : معلوم الحال  ....


برچسب‌ها: انتخابات, كانديداهاي سبزوار, شهدا, بحرين, راي, كانون قدرت و ثروت
به اشتراک گذاری:
اين مطلب را در گوگل محبوب كنيد:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده توسط مسافر در سه شنبه 1390/12/02

ادامه مطلب


اینجا تهران ، ترور دانشمند شهید مصطفی احمدی روشن ...

بسم الله ...

در باغ شهادت باز ، باز است ..

اینجا تهران ، ترور دانشمند شهید مصطفی احمدی روشن ...

{و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا .. بل هم احیاء عند ربهم یرزقون}

باي ذنب قتلت


پ ن : بکشید ما را؛ ملت ما بیدارتر می شود…


پ ن :
کمی دست روی سرت بکش و گردی جمجمه‌ات را حس کن. بعد به عکس شهید نگاه کن... .

اینجاست که می‌گویند جمجمه‌ات را به خدا بسپار...

وه چه شیرین است هدیه دادن آن به محبوب

و نگو شیرین است ...

بگو بسیار بسیار شیرین است !



پ ن :

باروضۀ حسین نفَس تازه می کنم.....وقتی هوای شهر نفس گیر می شود ...

.
.
.


برچسب‌ها: ترور, دانشمند, ترور دانشمند شهید مصطفی احمدی روشن, شهيد, حسين عليه السلام
به اشتراک گذاری:
اين مطلب را در گوگل محبوب كنيد:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده توسط مسافر در پنجشنبه 1390/10/22


راه شهادت

بسم الله ...

شهید آوینی:

هر شهید کربلایی دارد...
خاک کربلا...تشنه خون اوست
وزمان انتظار می کشد تا پای آن شهید بدان کربلا برسد
و آنگاه...خون شهید جاذبه خاک را خواهد شکست
و رو حش را از آن، به سفری خواهد برد،
که برای پیمودن آن،هیچ راهی جز شهادت وجود ندارد.



برچسب‌ها: كربلا, شهید آوینی, شهید, راه شهدا, راه شهادت
به اشتراک گذاری:
اين مطلب را در گوگل محبوب كنيد:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده توسط مسافر در سه شنبه 1390/10/20


نذر عافيت ...

بسم الله ...

روبرویش نشستم

مدام دانه های تسبیح را روی هم می انداخت
پرسیدم: چه ذکری میخوانید؟
: خیلی صلوات ، نذر دارم. باید تمامش کنم!
پرسیدم: نذرهایتان برآورده شده؟!
: آری
پرسیدم: چه نذرهایی؟
: یک لحظه که دیر می کند، برای عافیتش صلوات نذر می کنم!

"فدای قلب پر اضطراب و عاشقت"

مکالمه من و همسر یک جانباز




منبع : عطر ريحان

پ ن :
این روزها ، خودم نیستمـ
دلیلش را نمیدانمـ
خوب یا بدش را هم نمیدانمـ
" من، خودم نیستم"، همــین قدر را میدانمـ
میخواهم به تو برگردمـ
تنــــــــــــــها به آغوش تو
ای خـــــــــــــــــــــــــدا ... دلتنگ آغوشت هستم

به اشتراک گذاری:
اين مطلب را در گوگل محبوب كنيد:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده توسط مسافر در یکشنبه 1390/10/04


سفري سمت ديار شهدا و كربلا ...

بسم الله ...


تصاویرشباهنگ Shabahang

رفته بودم سفری سمت دیار " شهدا "

كه طوافی بكنم گرد مزار " شهدا "

به امیدی كه دل خسته هوایی بخورد

متبرك شود از گرد و غبار " شهدا "

هرچه زد خنجر احساس به سرچشمه ی چشم

شرمگینم كه نشد اشك نثار " شهدا "

خشكی چشم عطش خورده از آنجاست كه من

آبیاری نشدم فصل بهار " شهدا "

چون نشد شمع كه سوز دل سنگ شب عشق

كاش می شد كه شود سنگ مزار " شهدا "‌

آخرین خط وصایای دل من این است

كه به خاكم بسپارید کنار " شهدا "

پ ن :
من کسانی را می شناسم که با صدای بلند دعا می خوانند اما دستشان به ستاره ای نمی رسد اما کسانی هستند که بی دعا با خدا دست می دهند ...


كمي هم عشق نوشت : روضه ت را شنیدم .
در کربلا هیچ کس به اندازه ی تو زهر عطش در جانش رسوخ نکرده!

بچه ها که فریاد العطش سر داده اند،همگی در سایه سار خیمه بوده اند!

معجر و مقنعه و عبا و دشداشه و لباس کامل،در زیر آفتاب سوزنده ی نینوا،حتی خون رگهای تو را تبخیر کرده!

تو اگر با همین حجاب در عرصه ی نینوا مینشستی،عطش تمام وجودت را به آتش میکشید

چه رسد به اینکه هیچ کس در کربلا،به اندازه ی تو راه نرفته است،ندویده است،هروله نکرده است،
مگر البته خود حسین!!

زینبـــ یعنی شناسایی بنــ ــد های دل حسیــ ــن

یعنی زیستن در دهلیـ ــز های قلب حسیــ ــن

عبور کردن از رگـــ های حسیــ ــن

و تپیدن با نـ ــبض حسیــ ــن

زینبـــ یعنی حسیــ ــن در آئینـه ی تأنیث

زینبـــ یعنی چشیدن خار پای حسیــ ــن با چشـم

زینبـــ یعنی کشیدن بار پشت حسیــ ــن،بر دل...

به اشتراک گذاری:
اين مطلب را در گوگل محبوب كنيد:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده توسط مسافر در دوشنبه 1390/09/28


اينها فرشته‌اند!
بسم الله ...
امير سرلشكر محمد سليمي، فرمانده‌ سابق ارتش جمهوري اسلامي ايران كه در زمان آزادسازي سوسنگرد، رياست ستاد جنگ‌هاي نامنظم را برعهده داشت، از روزهاي حساس منتهي به آزادسازي سوسنگرد و نقش حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در اين پيروزي مي‌گويد.


بخشي از خاطرات او را به نقل از پايگاه دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، پيش رو داريد.

در حال گفت‌وشنود با حضرت آقا در ستاد جنگ‌هاي نامنظم بودم كه تلفن زنگ زد. حضرت آقا گوشي را برداشتند. آقاي اشراقي، داماد حضرت‌ امام خميني رحمه‌الله‌عليه بود و گفت: «حضرت‌ امام سلام رساندند و فرمودند كه اوضاع جنگ چطور است؟ حضرت آقا فرمودند: «اوضاع جنگ اين‌طور است كه فردا قرار است يك عمليات سرنوشت‌ساز شروع شود، اما من نگران هستم؛ مگر اين‌كه حضرت‌ امام دستوري بدهند و ببينيم كه چه كار بايد بكنيم.» آقاي اشراقي بعد از 10 دقيقه دوباره تلفن زد و گفت: اين موضوع را به عرض حضرت‌ امام (رحمه‌الله‌عليه) رسانديم. ايشان مقرر فرمودند: «تا فردا سوسنگرد بايد آزاد شود. در ضمن تيمسار فلاحي بايد شخصا مباشر در عمليات باشند.» مباشر عمليات يعني به عنوان چشم كسي كه فرمان را صادر كرده، تا عمليات را از نزديك ببيند و نظارت كند و گزارش بدهد.

واكنش به بني صدر

شب شده بود. نزديك ساعت 12 نيمه‌شب بود كه آقاي اشراقي اين موضوع را اعلام كرد، ولي حضرت آقا باز هم بسيار نگران بودند. از سوسنگرد و جاهاي ديگر خبرهاي ناگواري مي‌آمد. همين كه اين كار نشود، براي ايشان خيلي سنگين بود. ساعت 12 شب رفتيم تا كمي استراحت كنيم. نزديك به يك بامداد شده بود كه آقاي چمران آمد و ما را بيدار كرد و گفت كه طرح به هم خورده است. بني‌صدر دستور داده كه تيپ 2 فردا وارد عمل نشود. حضرت آقا بدون معطلي گوشي را برداشتند و با پاسگاه فرماندهي نيروي زميني (مرحوم ظهيرنژاد) در دزفول تماس گرفتند. صحبت ايشان با مرحوم ظهيرنژاد خيلي جالب بود.

حضرت آقا از ايشان پرسيدند: «شما براي چه اين دستور را داديد؟» جواب داد: من اين دستور را ندادم. اين دستور را بني‌صدر داده است. بني‌صدر گفته براي اين‌كه ‌كارهاي مهم‌تري در اهواز داريم و اين تيپ هم يك تيپ نادر و پرتوان است؛ تيپ خوبي است. اگر اين تيپ در عمليات فردا شركت كند، انهدام آن حتمي است. من به عنوان جانشين فرماندهي كل ‌قوا صلاح نمي‌دانم اين تيپ آنجا منهدم شود. مرحوم ظهيرنژاد به حضرت آقا گفت: من هم بايد دستور را اجرا كنم، مگر اين‌كه خلاف آن صادر شود. حضرت آقا فرمودند: «تا وقتي كه خبر آن صادر شود، به چيزي كه مي‌گويم گوش بده. اين حرف قابل اعتنا نيست. به اين حرف نمي‌توان توجه كرد. اصلا اين‌كه مي‌گوييد تيپ منهدم مي‌شود، براي چه منهدم شود؟ منهدم نخواهد شد. شما موظف هستيد تيپ را از رده خارج نكنيد. عين همان تصميمي كه در لشكر گرفته شده، فردا عمل كنيد. در ضمن حضرت‌ امام اين امر را فرمودند. شما موظفيد اين امر را همين امشب به اطلاع بني‌صدر برسانيد.» وقتي ايشان گوشي را گذاشتند، 2 دستور را صادر كردند. يكي براي فرماندهي لشكر 92 و يكي هم براي جانشين رياست ستاد مشترك.

صبح پيروزي...

حضرت آقا موقع برنامه سحر تحقيق كردند و معلوم شد كه ساعت 3، تيپ و بقيه رزمندگان با همان سازماني كه داشتند، از منطقه تجمع حركت كرده و از خط عبور كردند. از حدود ساعت پنج هم عمليات شروع شد. نيرو‌هاي جنگ‌هاي نامنظم هم رفته بودند. ساعت هشت صبح حضرت آقا آنجا چند ملاقات داشتند. از آنجا ما راه افتاديم كه برويم و به جبهه بپيونديم. در طول راه، نيروهاي احتياط بودند. حضرت آقا پياده مي‌شدند و با آنها صحبت مي‌كردند. واحدهاي پشتيباني هم بودند كه به همين ترتيب با آنها صحبت مي‌كردند و در جريان تلاش‌هاي آنها قرار مي‌گرفتند.

ما از جاده حميديه ـ سوسنگرد كه جاده خلوتي بود، به ‌طرف سوسنگرد مي‌رفتيم. درگيري هم زياد بود. آتش دشمن در جنوب اجرا مي‌شد؛ بالاي كرخه‌كور به طرف جنوب كرخه كه اين‌طرفِ جاده بود. ما هم در لندرور با حضرت آقا نشسته بوديم و به طرف سوسنگرد مي‌رفتيم. آن‌ طرف جبهه، مثلا دو كيلومتري جبهه، يك تانكر سوخت ايستاده بود. بلافاصله يك موشك هواپيما يا آتش توپخانه‌ به اين تانكر اصابت كرد و تنور قطوري از دود و آتش به آسمان زبانه كشيد كه همين‌‌طور چشم‌ها به آن خيره مانده بود. راننده‌ هم برگشت كه اين صحنه را نگاه كند؛ حدود 10 يا 20 ثانيه نگاه كرد. حضرت آقا فرمودند: «تو كار خودت را بكن.» در واقع اين نگاه سبب شد كه ما مقداري عقب‌تر بيفتيم. پس از اين‌كه كمي جلو رفتيم، ناگهان يك موشك آرپي‌جي عراقي‌ها از فاصله يك ‌متري سطح جاده، از جلوي ما رد شد. به هم نگاه كرديم، بدون اين‌كه حرف بزنيم، ولي يك دنيا حرف در اين نگاه بود. «إنَّ اللهَ يدافع عَن الّذينَ آمَنوا»

ما به جبهه رسيديم و ديديم كه سروصدا و صلواتي است. نيرو‌ها در دهانه ورود به سوسنگرد بودند. نيرو‌هاي جنگ‌هاي نامنظم شكار تانك مي‌كردند. آتش‌هاي سوختن تانك‌ به چشم مشهود بود. بعد از مدتي خبر دادند كه آقاي چمران مجروح شده و ايشان را به بيمارستان برده‌اند. حضرت آقا فرمودند: «برويم يك‌ سري به ايشان بزنيم. من جلسه مهمي در تهران دارم، بايد به تهران بروم.» به بيمارستان رسيديم كه شهيد چمران را از اتاق عمل بيرون آورده بودند. قبل از هر حرفي، آقاي چمران پرسيد كه وضع حمله چطور است؟ تك در چه وضعي است؟ گفتيم: ادامه دارد و دارند كار مي‌كنند. ايشان به حضرت آقا قسم مي‌داد كه كاري كنيد كه تك از دور نيفتد و اين پيروزي حاصل شود. بحمدالله در ساعت 30‌/‌14 نيرو‌هاي ما وارد سوسنگرد شدند و بيش‌ از 700 كشته و مجروح و تعدادي اسير از عراقي‌ها گرفتند و چهار دستگاه تانك و شش دستگاه كاميون مهمات آنها را سالم به غنيمت گرفتند.

پ.ن : دخـیـــ ــــلم بـه حرمـــ ـــــت
دخــیــ ــــلم بـه عـلمـــ ـــــت
میــ ــــرم سمــ ـــت حرمـ ــــت
مــُحـرم مـیشـه دلـ ــم محرمـ ـــت


آتیش روضه ی تو دوباره.. شور سینه زنی و میاره...


به اشتراک گذاری:
اين مطلب را در گوگل محبوب كنيد:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده توسط مسافر در شنبه 1390/08/28


بايد عاشق باشي تا بفهمي
بسم الله ...

استاد دانشگاه بود، آنقدر مرخصي مي‌گرفت كه مي‌شد گفت تقريبا يك هفته درميان نمي‌آيد و وقتي مي‌آمد يا دور چشمش كبود بود يا دستش را گچ گرفته بود يا پايش مي‌لنگيد يا سخت نفس مي‌كشيد و با هر دم و بازدم، خطي عميق از درد، ميان ابروهايش پررنگ مي‌شد كه نشان مي‌داد باز هم يكي از دنده‌هايش شكسته است و او آن را در هر نفس، به ياد مي‌آورد.

يك روز مي‌گفت از پله‌ها افتاده، يك روز مي‌گفت زمين خورده، يك روز مي‌گفت تصادف كرده است اما همه‌مان مي‌دانستيم خانم دكتر، استاد دانشگاه... از شوهرش كتك مي‌خورد. بالاخره طاقتم تمام شد. آن روز، دست راستش شكسته بود و تمرين مي‌كرد با همان دست چيزي بنويسد. گفتم «جدا شو فاطمه جان! مردي كه دست بزن دارد را بايد تنها گذاشت.» پرسيد «تنها؟! عزيزم را تنها بگذارم؟!» رنگش پريد، بغض كرد و اشك‌ها كه شلوغ كردند از شوهرش گفت كه تخريبچي سال‌هاي جنگ بود و حالا جانباز اعصاب و روان. مرد، عاشق فاطمه بود اما هر بار موجي مي‌شد....

چند بار اول، جانباز قصه ما، خودش هم باور كرده بود كه همسرش، زمين خورده يا تصادف كرده است و حتي سرزنشش كرده بود كه چرا حواس پرتي مي‌كند «مي‌داني چقدر دوستت دارم فاطمه؟ مي‌داني؟»

اما بعدتر فهميده بود آن كبودي‌ها و زخم‌ها و شكستگي‌ها، كار خودش است. فهميده بود وقتي از خود بي‌خود مي‌شود، وقتي موج مي‌آيد و او را مثل صدفي كوچك از ساحل مي‌كند و با خود مي‌برد، جنگ در دنيايش باز آغاز مي‌شود و آن وقت، همه دشمن مي‌شوند؛ فاطمه، مثل مهي رقيق ناپديد مي‌شود؛ خانه مي‌شود خط مقدم و او جان دادن تك تك رفقايش را مي‌بيند و بعد مثل ماهي افتاده بر خاك، دست و پا مي‌زند، فرياد مي‌كشد و ميان آن بي‌خودي‌ها، فاطمه‌اش كتك مي‌خورد و ترسيده و گريان، به آسايشگاه جانبازان اعصاب و روان زنگ مي‌زند تا بيايند مونسش را آرام كنند و اگر لازم است ببرندش تا اتاق «فيكس» آسايشگاه كه خداي ناكرده به خودش صدمه‌اي نزند.

مرد از خودش متنفر شده بود، هر بار اصرار مي‌كرد در آسايشگاه بماند، مي‌گفت مي‌داند نگهداري بيمار اعصاب و روان در خانه چقدر سخت است، مي‌گفت نمي‌خواهد بيش از اين شرمنده فاطمه‌اش شود، مي‌گفت از خودش خجالت مي‌كشد اما فاطمه نمي‌گذاشت، به همه التماس مي‌كرد شوهرش را راضي كنند به خانه برگردد. مي‌گفت «بدون شوهرم نمي‌روم»، مي‌گفت «آن طفلك كه نمي‌خواست بزند... خودم بي‌دقتي كردم...» مي‌گفتند «نمي‌خواهد با شما حرف بزند.» مي‌گفتند «نمي‌خواهد ببيندتان...» و او هر بار آنقدر ضجه مي‌زد، آنقدر التماس مي‌كرد، آنقدر اشك مي‌ريخت كه مرد ناچار مي‌شد به خانه بيايد. فاطمه رو كرد به من، گريه‌اش تمام شده بود مثل خاطره‌هايش، گفت «مي‌خواهم باور كنم بي‌حواسي كرده‌ام، زمين خورده‌ام يا تصادف كرده‌ام اما بدون او، نمي‌توانم زندگي كنم... مي‌فهمي؟» سر تكان دادم كه «نه» خواستم بگويم «وقتي خودش اصرار دارد در آسايشگاه بماند؛ چرا اين همه التماسش مي‌كني برگردد؟» حرفم را از چشم‌هايم خواند. بلند شد كه برود سركلاس. گفت «بايد عاشق باشي تا بفهمي... بايد... عاشق... باشي...»

منبع : جام جم

به اشتراک گذاری:
اين مطلب را در گوگل محبوب كنيد:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده توسط مسافر در یکشنبه 1390/08/01


داستان هاي واقعي ، شهدا
بسم الله ...

دو تا بچه، یک غولی را همراه خودشان آورده بودند و های های می‌خندیدند.
گفتم: این کیه؟
گفتند: عراقی
گفتم: چطوری اسیرش کردید؟
می‌خندیدند. گفتند: «از شب عملیات پنهان شده بوده. تشنگی فشار آورده و با لباس بسیجی‌های خودمان آمده ایستگاه صلواتی شربت گرفته بعد پول داده! این‌طوری لو رفته.»

پ ن : بعد چند مدت با اين مطلب كمي دلم باز شد ... ما را هم دعا ...

به اشتراک گذاری:
اين مطلب را در گوگل محبوب كنيد:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده توسط مسافر در شنبه 1390/07/23


اگر آه تو از جنس نياز است ...

بسم الله ...

نومید مشو که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار تو را می کشد تا تو

زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و

از خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و

به کهف حصین لازمان و لامکان ولایت ملحق شوی و
فراتر از زمان و مکان ، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی .

به اشتراک گذاری:
اين مطلب را در گوگل محبوب كنيد:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده توسط مسافر در پنجشنبه 1390/07/21

ادامه مطلب


يا شهيد

بسم الله ...

*شهيد سيد مرتضي آويني
-----------------------------
بسيجي، عاشق كربلاست و كربلا را تو مپندار كه شهري است در ميان شهرها و نامي است در ميان نام‌ها. نه! كربلا، حرم حق است و هيچ كس را جز ياران امام حسين (ع) راهي به سوي حقيقت نيست. ما سرگردان‌هاي مدار نفس را چه مي‌رسد كه از ستارگان كهكشان حسين (ع) سخن بگوييم؟ ما را چه مي‌رسد كه از ساكنان حريم قدس و شاهدان محفل قدس سخن بگوييم.

*
شهيد محمد رستگاري
--------------------------
«
اينك ما مي‌گوييم حسين جان! اگر در فضاي داغ و خونين، كسي به فريادت نرسيد و نداي تو را لبيك نگفت، ما پيروانت در فضاي گرم و خونين ايران زمين، دست مردانگي مشت كرده به نداي غريبي و تنهايي‌ات لبيك مي‌گوييم»

*
شهيد زين‌العابدين عابدنيا
----------------------------
«
اي حسين! اكنون شهيدان بر ما شاهدند و تو اي سيد شهيدان! قافله سالار اين كاروان هستي، راه عشق نما و به اين كاروان متصل فرما، اي بزرگ آموزگار شهادت و اي سوخته شعله‌هاي سركش عشق به تو اقتدا كردم؛ تو شاهد باش كه همچون ياران تو به ياري‌ات برخاستم و نداي با صلابت «هل من ناصر ينصرني» تو را لبيك گفتم»

*
شهيد عبدالحسين رضايي
-----------------------------
«
ما وارثان خون حسين (ع) هستيم و ما را در مبارزه كردن با كفار، هيچ ترس و واهمه‌اي نيست».

*
شهيد محمد دوست محمدي
--------------------------------
«
حسين جان! اي معني انسانيت در زمين و زمان، اي كه به ما درس دادي؛ درس خوب زيستن و خوب مردن. اي نور! اي روشني! اي چراغ فروزان بر مناره تاريخ در همه عصرها و همه نسل‌ها، امت تو و شاگردان مكتب تو از نزديك به تو لبيك مي‌گويند؛ مگر نه اين است كه تو با حركت كمالي خود، درس انسان بودن و انسان زيستن و انسان مُردن آموختي؟»

*
شهيد محمدرضا پورقديري
-----------------------------
«
برادران! بدانيد كه زندگي و شهادت پرافتخار امام حسين (ع) سر مشقي بود براي تمام جهانيان و نيك انديشان و ما مي‌كوشيم تا حيات و مرگ خويش را بر اساس ايده آن حضرت قرار دهيم».

*
شهيد سليمان عبدي
------------------------
«
درود بر عاشقان زيارت كربلاي تو يا حسين كه عاشقانه در راه تو جان مي‌سپارند و به عشق اينكه بر خاك زير پايت بوسه زنند، جان خود را براي زيارت تو و معبودشان هديه مي‌كنند».

*
شهيد علي‌رضا زارع
----------------------
«
من رفتم به آن راهي كه براي رسيدن به آن، مشقّات زيادي كشيدم. من رفتم به آن راهي كه آرزويش را داشتم. من مي‌روم كه دنباله رو خط سرخ ابا عبداللّه الحسين (ع) باشم»

*
شهيد مجتبي طيراني
-------------------------
«يا حسين! يا حسين! يا حسين! آن قدر فرياد «هل من ناصر ينصرني»ات نافذ بود و آنچنان تنهايي‌ات در آن تفتيده دشت برهوت، دلمان را به آتش كشيد كه اكنون در لبيك به تو ، همه سختي‌ها را با لذت ايثار بر دوش خواهيم كشيد«

**كيفيت تصاوير بسيار بالاست صبور باشيد - اميدوارم زيارتش قسمت بشود ...

امام حسین (7)


آفريدند تو را تا كه مسيحا باشي

به اشتراک گذاری:
اين مطلب را در گوگل محبوب كنيد:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام

+نوشته شده توسط مسافر در دوشنبه 1390/07/11


مطالب پیشین

رو به او
الهي انت كما احب فاجعلني كما تحب ...
امام رضا عليه السلام ، امام حسن عليه السلام
اینجا تهران ، ترور دانشمند شهید مصطفی احمدی روشن ...
راه شهادت
بحرين ‌... كربلا
سكوت
عشق فقط يك كلام
براي امام كاظم عليه السلام ...
تقديم به عمه سه ساله ي امام زمان عليه السلام ...
براي نهم دي ماه ، 9 دي روز بيعت با اسلام ...
حجاب
صدقه ي ماه صفر
نذر عافيت ...
سنگ ميزني؟
و شب يلدا ...
و زينب سلام الله ...
سفري سمت ديار شهدا و كربلا ...
مراسم دهه ي دوم محرم در شهرستان سبزوار
هدیه ارسالی ایران به باراک اوباما، بجای RQ-170


.............. مطالب قدیمی‌تر >>

درباره



دلبرانه
رشته ای در گردنم افکنده دوست... می کشد هر جا که خاطر خواه اوست ...

جستجو


در وبلاگ
در کل اينترنت


پست هاي برتر
چند فیلتر شكن دائمی (برای همیشه از فیتلترینگ خلاص شوید)
مجموعه نمایشگاهی “منظر” (آیت الله خامنه ای از منظر بزرگان)
فيلم مراحل رشد جنين
بالاخره كتاب نحوه درك زنان چاپ شد
راه شهدا ،‌راه بصيرت ، وصيت نامه ي شهيد سيد علي حسيني برادر سيده زهرا حسيني راوي كتاب " دا "
خمینی بی تو دیگه از چی بخونم...
مرز بين شب و روز از دوربين ناسا + عكس
ولی فقیه فرق روز و شب را تشخیص می دهد !
وقتی در روستای بزرگ ما سبزوار هیچ چیز سرجایش نیست
پارتی شبانه لو رفته در تهران + عکس ها
بعضي حرفها تف سربالاست
10 نمونه که ولایت فقیه مانع دیکتاتوری در ایران شد
امربه معروف و نهی از منکر بدون چماق!
متن کامل نامه حضرت علی به مالك (عهدنامه مالک )
تهمينه ي ميلاني فمينيستي با قابليت بي ارزش كردن هميشگي زنان
روایت هایی در مورد لعن کردن ( برائت یا تبری ) 1
فرازهايي از وصيت نامه جاويد الاثر« شهيد غلامرضا پروانه »
آموزش مداحي از زبان حاج حسن خلج ذاكرين حتما بخوانند
كتكم بزن، دلمو نشكن!
روایتگری 8 سال دفاع مقدس
چهل حدیث در مورد امام حسین علیه السلام
مداحی هایی در مورد شهدا و راهیان و جبهه و دفاع مقدس
دانلود كتابهاي مربوط به جبهه و حماسه
اي ايران ايران ، دور از دامان پاكت چشم دگران.....
خاطره حبیبی از دیدار محرمانه با مرحوم سید احمد خمینی
دانلود فايل صوتي كتاب "دا"
داستانهاي واقعي شهدا
زن فداکار + عكس
شبهات وارد شده در هشت 8سال سیاه ریاست جمهوری قبل
7 عکس از آیت الله خامنه ای برای دسکتاپ (wallpaper)
آموزش مداحی توسط حاج محمود کریمی و حاج مهدی مختاری
شبهه و تاثیر آن در به ثمر نشستن فتنه
نهضت در خواست رساله از رهبر معظم انقلاب
رفتار حیوانی با دختران دانش آموز
با چه كسي ازدواج كنم
دعا برای یافتن همسر مناسب
تا به حال گفتگوی دو تا جنین رو گوش کردین؟
مزار شهدایی که با نیت قربتً الي الله خراب شد!!!!!
زن فداکار + عكس
نظر آیت الله بهجت در باره آیت الله خامنه ای + زندگی نامه آیت الله بهجت + دانلود
اعدام خدا
امام زمان(علیه السلام)؛ متعلّق به همه!
بيست عكس بسيار ديدني
تاثیر شبهه در فتنه
خاطره رهبري از بازگشت امام(ره)
اجازه،من شیمیایی هستم
زنگ تفريح دلمي
الهی فکه را مکه ی من و ...
7 عکس از آیت الله خامنه ای برای دسکتاپ (wallpaper)
آموزش مداحی توسط حاج محمود کریمی و حاج مهدی مختاری

آرشيو پست هاي برتر



اضافه به علاقه مندي ها | ذخيره صفحه|

Powered By blogfa.com Copyright © AUG-2011- by shefaat